روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١١ - ترجمه
عيسى طعامى كه از آن مىخوردند [١]و آن را بن [٢]در نيايد عيسى-عليه السّلام-گفت:
اين چنين باشد ما دام تا خيانت نكنى [٣]و پنهان چيزى برنگيرى [٤]و ذخيره نكنى [٥]، شرط كردند،چون فرود آمد روز به شب نرسيد تا خيانت كردند [٦]و پنهان كردند و ذخيره نهادند [٧].اسحاق بن عبد اللّه گفت:بعضى از آن بدزديدند و گفتند نبايد كه دگر فرود نيايد،خداى تعالى ايشان را مسخ كرد.عبد اللّه عبّاس گفت:عيسى- عليه السّلام-بنى اسرائيل را گفت:سى روز روزه داريد آنگه چيزى كه مىخواهى بخواهى [٨].ايشان سى روز روزه داشتند.چون مدّت به سر آمد،گفتند:يا روح اللّه! روزه بداشتيم [٩]و گرسنگى برديم،و آنكس كه [١٠]عملى كند مزدى توقّع كند،و ما عملى كرديم توقّع مىكنيم كه:از خداى در خواهى تا براى ما خوانى بفرستد از آسمان.عيسى-عليه السّلام-دعا كرد و فرشتگان [١١]مىآمدند خوانى برگرفته برآن [١٢]هفت نان نهاده و هفت ماهى تا پيش عيسى بنهادند،جملۀ قوم از آن بخوردند اوّل و آخرشان.
عطاء بن السّائب روايت كرد عن زادان و ميسره كه ايشان گفتند:خداى تعالى خوانى فرستاد و پيش عيسى بنهاد،آنگه بفرمود تا انواع طعام برآن بيارند [١٣]از هر جنسى مگر گوشت كه بر او نبوده سعيد جبير گفت از عبد اللّه عبّاس كه:برآن خوان همه چيزى نهاده مگر نان و گوشت.عطاء گفت:بر او گوشت نبود و ماهى،عطيّة العوفيّ گفت:برآن ماهى بود بزرگ كه در او [١٤]طعم همه چيزى [١٥]بود قتاده و عمّار گفتند:برآن خوان از ميوههاى بهشت بود.وهب منبّه گفت:بر او نانى چند بود از جو و ماهى چند بود،خداى به بركت مضاعف مىكرد تا همۀ قوم از آن [١٦]بخوردند.
[١] .وز،آج،لب،لت:مىخورند.
[٢] .اساس،آف:اين،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] [٣] .نكنى/نكنيد.
[٤] .برنگيرى/برنگيريد.
[٦] .اساس،آن:كردن،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٧] .مج،وز،مت:كردند.
[٨] .مىخواهى بخواهى/مىخواهيد بخواهيد.
[٩] .مج،وز،مت:ما روزه داشتيم.
[١٠] .مج،وز،مت+او.
[١١] .مج،مت:فريشتگان.
[١٢] .آج،لب:و آن.
[١٣] .مج،وز،مت:بياريد.
[١٤] .اساس،بم،آف،آن برآن،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٥] .مج،وز:هر چيزى.
[١٦] .مج،وز،مت:از او.