روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
دنيا بماند،آنگه در اواخر صفر دو روز مانده از او رحلت كرد و با جوار رحمت ايزدى رفت من سنة احدى عشر من الهجرة،و اين روز-اعنى روز غدير-از مشاهير ايّام شد به اين سبب و پيش از[اين] [١]مذكور بود به نزديك خداى-عزّ و جل-چنان كه در اخبار آمده است،از صادق-عليه السّلام-روايت كردند كه او گفت:
يوم الغدير عيد اللّه الاكبر و ما بعث اللّه نبيّا الّا عرّفه حرمته و إنّه عيد فى السّماء و فى الارض[١٩-ر] ، گفت:روز غدير عيد خداست عيد بزرگتر و خداى تعالى هيچ پيغامبر را نفرستاد الّا او را معلوم كرد حرمت اين روز.
و عبد اللّه بن سنان روايت كرد از صادق-عليه السّلام-كه او گفت:پيغامبران مقدّم اوصياء خود را در مثل اين روز نصب كردند و در اين روز رسول-عليه السّلام-على را نصب كرد و بر جاى خود بداشت.
احمد بن محمّد بن ابى نصر روايت كرد گفت:يك روز به نزديك رضا -عليه السّلام-بودم [٢]و مجلس خاص بود به اهلش،ذكر روز غدير مىرفت آنجا.
بعضى حاضران گفتند:ما غدير نشناسيم رضا-عليه السّلام-گفت:حديث كرد مرا پدرم از پدرش از پدرانش كه گفت:روز غدير در آسمان معروفتر است ازآنكه در زمين و خداى را تعالى در فردوس اعلى كوشكى است خشتى از زر و يكى [٣]از سيم در آنجا صدهزار قبّه است از ياقوت سرخ و صدهزار خيمه است از زمرّد سبز، خاكش مشك و عنبر است و در او چهار جوى است از آب و مى و شير و انگبين بر كنار آن جويها درختان است از انواع ميوهها برآن درختان مرغانىاند [٤][٥]تنهاى ايشان از لؤلؤ [٦]،پرهاشان [٧]از ياقوت سرخ.چون روز غدير باشد اهل آسمانها آنجا حاضر آيند و تسبيح و تهليل مىكنند خداى را،اين مرغان از اين درختان بپرند و به آن جويها فرود شوند [٨]و برآيند و خويشتن در آن مشك و عنبر گردانند [٩]و براساس
[١] .:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مج،مت،وز،لت:بوديم.
[٣] .آج،لب،لت+خشتى.
[٤] .مر:مرغان.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر:هستند.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر+است.
[٧] .مج،مت،وز:پرهايشان.
[٨] .آج،لب:فروروند.
[٩] .مج،مت،وز،لت،مر:بگردانند.