روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩ - ترجمه
برخاستندى [١]ايشان گفتند:قد قاموا لا قاموا و صلّوا لا صلّوا و ركعوا لا ركعوا و سجدوا لا سجدوا،برخاستندى [٢]كه برمخيزاند [٣]و نماز كردندى مكناند [٤]،و ركوع كردند كه مكناند [٥]و سجود كردند [٦]كه مكناند،خداى تعالى اين آيت فرستاد و اطّلاع داد رسول [٧]را و مسلمانان را بر سرّ ايشان.
سدّى گفت:مردى بود ترسا در مدينه چون بانگ نماز شنيدى و مؤذن گفتى:
اشهد انّ محمّدا رسول اللّه،دندان به يكديگر [٨]بسودى[١٠-پ]و گفتى:هذا الكاذب،اين دروغزن.اللّهمّ حرّقه،بار خدايا بسوزان او را،يعنى رسول را [٩]شبى اتّفاق افتاد كه خدمتكارى كه ايشان را بود،پارۀ آتش در خانه مىبرد شررى از آن آتش بجست و در او [١٠]افتاد و آن ترسا بسوخت و اهل او و خانه و هرچه در آنجا بود [١١]، خداى تعالى دعاى او برآورد كرد [١٢].
بعضى ديگر [١٣]مفسّران گفتند:جماعتى [١٤]كافران چون بانگ نماز شنودندى [١٥]، حسد كردندى بر ايشان و گفتند [١٦]:اى[محمد] [١٧]اين [١٨]بدعت است كه تو نهادهاى و پيش تو پيغامبران [١٩]ديگر را نبود،اگر درين خبرى [٢٠]بودى پيغامبران ديگر به اين سابق بودندى تو از [٢١]كجا آوردى اين آواز منكر،فما اقبحه من صوت و أسمجه،چه زشت آوازى است،خداى تعالى از گفت ايشان اين آيت بفرستاد [٢٢]و رد كرد بر ايشان اين
[١] .اساس،آج،لب،مر:برخواستندى،با توجه به مج تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،مر:برخواستندى.
[٣] .آج،لب:برمخيزند،مر:برنخيزاند.
[٥] [٤] .آج،لب،مكناد.
[٦] .مر:سجده كردند.
[٧] .آج،لب+عليه السلام.
[٨] .آج،لب:يكديگر.
[٩] .آج،لب+يك.
[١٠] .مر:در آن.
[١١] .مج،مت،وز،لت،مر+بسوخت.
[١٢] .مج،مت،وز،مر:بر او گردانيد،لت:برآورد گردانيد،آف،آن:برورد كرد،آج،لب:برآورده كرده.
[١٣] .آج،لب،لت،مر:دگر.
[١٤] .آج،لب:جماعت.
[١٥] .مج،مت،وز،آف،لت،مر:شنيدندى.
[١٦] .آج،لب،آف:گفتندى.
[١٧] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١٨] .آف+دعا.
[١٩] .آج،لب:هيچ پيغمبر.
[٢٠] .آج،لب:چيزى.
[٢١] .مج،مت،وز،لت:را.
[٢٢] .مج،مت،آن:فرستاد.