روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٤ - ترجمه
آلت قادر به قدرت به آن [١]نرسد وَ جَعَلَ اللَّيْلَ [٢]سَكَناً ،و شب را به سكن [٣]شما كرد.
و سكن [٤]فعل بود بمعنى مفعول،يعنى قرارگاه كه در او بخسپى [٥]،اهل كوفه خواندند:
و جعل اللّيل سكنا بر فعل ماضى و باقى قرّاء جاعل اللّيل خوانند بر فاعل و حجّت اينان [٦]كه عطف اسم بر اسم اولىتر باشد از عطف فعل بر اسم از بهر آنكه [٧]در باب عطف مشاكله معتبر است از عطف اسم بر اسم و فعل بر فعل و جمله بر جمله و مفرد بر مفرد.و حجّت آنان كه«و جعل»خوانند [٨]آن است كه گفتند:«فالق»به معنى فلق است چون اسم فاعل به معنى فعل بود روا باشد كه فعل بر او عطف كنند،حملا على المعنى.نبينى كه گويند:هذا معط زيدا درهما بالامس،مكان قولهم،هذا الّذي اعطى زيدا بالامس درهما.پس معطى را عمل اعطى دهند براى آنكه اسم فاعل عمل فعل كند.گفتند نبينى كه آنچه از پس اوست برآن عطف كرد،من قوله:
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ ،و اين مذهب كوفيان است و به نزديك بصريان اسم فاعل آنگه عمل فعل كند كه به معنى يفعل باشد حال را،امّا چون به معنى ماضى باشد عمل [٩]فعل نكند و رفع فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ بر دو وجه حمل توان كردن [١٠]:يكى خبر ابتدا [١١]محذوف- چنان كه گفتيم-و يكى آنكه خبر بعد خبر باشد كقولهم [١٢]:هذا حلو حامض،و كقوله: إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ [١٣]،و: إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ [١٤]،و در شاذّ حسن بصرى خواند:
فالق الاصباح بفتح الالف في جمع صبح و قوله: وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ معطوف است بر محلّ«ليل»كه محلّ او نصب است و ايشان عطف كنند يكبار بر لفظ و يكبار بر معنى،قال الشّاعر:
[١] .مل،لت،مر:او.
[٣] [٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:جاعل اللّيل بر قراءتى ديگر،با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .مل،مر:به مسكن،لت:مسكن.
[٥] .مل:بخسبند،مر:بخسبيد.
[٦] .مج،وز،مت،مل،مر+آن است،آج،لب+آن.
[٧] .مج،وز،مت،لت،مل،مر:براى آنكه.
[٨] .مج،وز،مت،مل،مت،مر:خواندند.
[٩] .آج،لب+به.
[١٠] .مج،مت:كرد.
[١١] .بم،آف:مبتدا.
[١٢] .بم،مل،آف،آن:لقولهم.
[١٣] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٩٩ و ١٠٢.
[١٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٨.