روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٨ - ترجمه
وعيد را در نفى شفاعت ظالمانى كه نه كافر باشند،براى آنكه نصرت حمايت باشد بر سبيل قهر و غلبه و تسلّط و شفاعت بر سبيل تضرّع و لابه باشد فرق ميان ايشان ظاهر است.
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ ،حقتعالى گفت:كافر شدند آنان كه گفتند خداى تعالى سهام سه است،و اين قول جمهور ترسايان است[٢٤-پ]از ملكانيان و نسطوريان [١]و يعقوبيان،و اين سه كه گفتند بر طريق اتّحاد گفتند،و بيان كرديم كه:آن نامعقول است براى آنكه محال است كه سه ذات يك ذات شود و در «ثلاثة»جز جرّ نشايد.
زجّاج گفت:اگر رابع ثلاثة گويند در او هر دو وجه شايد هم جرّ و هم نصب جرّ بر اضافۀ رابع ثلاثة و رابع ثلاثة،اى جاعلهم بنفسه اربعة نصب او بر مفعول به باشد.
آنگه حقتعالى خبر داد و تكذيب كرد ايشان را بقوله: وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ ،«ما»نفى است و«من»مؤكّد اوست كقولك:ما فى الدّار من رجل،اين براى عموم و استغراق نفى باشد.يعني القول بالثّلاثة. لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ،برسد به آنان كه كافر شوند از ايشان عذابى اليم يعنى مؤلم،يعنى به آنان كه بر كفر اصرار كنند براى آنكه نيكو نباشد كه گويد:ليمسّنّ الّذين كفروا من الكافرين،چه اگر ايمان آرند و اصرار نكنند بر كفر باتّفاق عذابشان ساقط شود.
و وجهى دگر گفتند،و آن آن است كه:براى آن گفت اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ ،تا وعيد شامل باشد [٢]همۀ قوم [٣]را كه ذكرشان در آيت رفته است چه از ايشان گروهى بسيار ايمان آوردند،پس«منهم»مخصّص [٤]عموم است در آيت و اين وجه به معنى نزديك است به وجه اوّل.
أَ فَلاٰ يَتُوبُونَ إِلَى اللّٰهِ ،آنگه بر سبيل تقريع و توبيخ گفت:اين قوم چرا توبه نكنند و با خداى تعالى رجوع نكنند با طاعت و عبادت او و آمرزش نخواهند از او و خداى تعالى غفور و رحيم است«واو»براى حال است في قوله: وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،
[١] .مج،مت،وز،لت،مر:فسطوريان.
[٢] .مج،مت،وز:نباشد.
[٣] .مر:هر دو گروه.
[٤] .آج،لب،آن:تخصيص،آف:مخصوص.