روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠١
جا مقيّد است به بصر،اين حكم مقصور نيست بر بصر براى آنكه ادراك حرارت به محلّ حيات كنند سواء اگر چشم باشد [١]اگر دگر عضو،نبينى كه گويند:ادركت بيدي و جسدى الحرارة.امّا براى آنكه ميل را تخصيص كرد و آن را به چشم بسته است [٢]از اين جا شبهت افتاد ايشان را،دليل بر اين آن است كه اگر كسى ميلىگرم كند و بر دست كسى نهد او گويد [٣]:ادركت بيدي حرارة الميل.و همچنين [٤]هر عضوى از اعضا كه محلّ حيات باشد هم اين فايده دهد.
امّا آنكه گفتند:«ادراك»در آيت به معنى احاطت است اين به خلاف كلام عرب است،چه در كلام عرب«ادراك»به معنى احاطت نيامد،و اگر چنين بودى روا بود [٥]كه گفتندى:ادراك الجراب بالدّقيق و السّور بالمدينة و الجبّ بالماء، و خلاف اين معلوم است.امّا قوله: حَتّٰى إِذٰا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ ،معنى آن است كه لحقه و بلغه به معنى احاطت نيست.دگر آنكه احاطت را [٦]«با»به كار دارند و ادراك به نفس خود متعدّى است،لا يقال ادركت بكذا،و انّما يقال ادركت كذا،و لا يقال احطته،انّما يقال احطت به علما،قال اللّه تعالى: أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً [٧]،و قال: إِنَّ اللّٰهَ بِمٰا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ [٨].پس [٩]ادراك فى قوله تعالى: حَتّٰى إِذٰا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ ،به معنى لحوق است چنان كه حكايت كرد از قوم موسى كه گفتند: إِنّٰا لَمُدْرَكُونَ [١٠]،اى لملحقون.
امّا دليل بر آنكه هر مدحى كه به نفى باشد در اثباتش نقص بود،آن است كه معلوم شده است كه نفى نقيض اثبات است و مدح نقيض ذم چون نفى امرى از امور مدح باشد كسى را به همه حال [١١]اثباتش نقص باشد،اين از قضيّۀ عقل است.كسى
[١] .مج،وز،مت،مل،مر+و.
[٢] .آج،لب،مل،لت،مر:نسبت است،بم،آف،آن:تشبّه است.
[٣] .مج،وز،مت،مل،مر:بگويد،لت:نگويد.
[٤] .مج،وز،مت،لت،مر+به،مل+بر.
[٥] .آف،لت:بودى.
[٦] .مج،وز،لت،مر+با.
[٧] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ١٢.
[٨] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٢٠،اصل آيه:يعملون.
[٩] .نسخۀ مر در اين جا پايان مىپذيرد.
[١٠] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٦١.
[١١] .مج،وز،مت،مل،لت:به هر حال.