روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩ - ترجمه
و در محلّ او دو وجه باشد:يكى نصب على تقدير و ذكّرهم ذكرى،و ديگر رفع على تقدير هو ذكرى لهم. لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ،تا باشد كه ايشان از خوض و از مجالست خائضان بپرهيزند [١].
آنگه گفت: وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً ،گفت رها كن گروهى را كه دين خود بازى گرفتهاند و سخريّه و فسوس و استهزاء و ذر فعلى[٨١-پ]است و همچنين [٢]«دع»كه از او جز بناى مستقبل نيايد و امرونهى كه از مستقبل مأخوذ است فعل ماضى و مصدر از او مستعمل نيست و نه فاعل و مفعول،لا يقال و ذر و لا ودع و لا وذرا و لا و دعا[و لا واذرا و لا وادعا] [٣]لا موذورا و لا مودوعا و انّما يقال ذر ذلك ودعه و لا تذر و لا تدع و هو يذر و يدع،گفت:رها كن ايشان را و به ايشان مناظره و محاجّه مكن و از ايشان توقّع انتفاع به آن مكن،چه ايشان آنچه گويند و شنوند از سر لهو و بطر و بازى و عبث شنوند و گويند،و زندگانى دنيا ايشان را مغرور كرده است و بفريفته.و بعضى مفسّران گفتند:مراد آن است كه:هر امّتى كه ايشان را عيدى كردند و در آن عيد ايشان را عبادتى فرمودند ايشان آن عيد بر لهو و لعب به سر بردند جز امّت محمّد كه ايشان آدينهها [٤]و اعياد بر نماز و عبادت صرف كردند بيشتر.
وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمٰا كَسَبَتْ ،و ياد ده ايشان را آنكه هر نفسى را به عمل خود گرو كنند،و بعضى اهل معانى گفتند معنى آن است كه:و ذكّر به لئلاّ [٥]تبسل نفس،و ياد كن [٦]و تذكير كن تا ابسال نكنند هر نفسى را به آنچه كرده باشد چنان كه گفت: يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا [٧]،خداى بيان مىكند شما را تا گمراه [٨]نشويد و اگر حمل آيت بر ظاهر كنند [٩]معنى مستقيم باشد و به اين تعسّف حاجت
[١] .مج،مت،وز،مر:ببرخيزند.
[٢] .مج،وز:هم چونين.
[٣] .اساس:ندارد با توجه به آج و چاپ شعرانى افزوده شد.
[٤] .اساس،بم،آن:آذينها،با توجه به مج تصحيح شد.
[٥] .اساس،مج،آف،آن:ليلا.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:ياد ده.
[٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٧٦.
[٨] .مج،مت،وز:گمراه.
[٩] .مج،مت،وز،مل،لت،مر:رها كنند.