روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٤ - ترجمه
ندا،و التّقدير و اللّه[يا] [١]ربّنا و اين وجه قريبتر است و وجهى دگر آن است كه و اللّه اعني ربّنا به تقدير فعلى مضمر و«ربّنا»فصل باشد بين القسم و المقسم عليه.
و معنى آيت آن است كه چون خداى تعالى ذكر مشركان كرد و افتتان ايشان به شركشان و اقامت اصرارشان [٢]برآن گفت محمول [٣]اينهمه جز آن نبود كه تبرّا كردند از كفر و شرك خود و گفتند و اللّه ربّنا ما كنّا مشركين[يعنى با اين هم [٤]چنين فتنه بودند بر كفر عاقبت آن بود كه تبرا كردند از او و گفتند يعنى فتنه اعتذار است اينجا يعنى لم تكن معذرتهم الّا ان قالوا،بيش از اين عذر نداشتند كه گفتند و اللّه ربّنا ما كنّا مشركين.] [٥]بيان كرديم كه اصل فتنه اختبار باشد،اگر گويند مذهب شما آن است كه اهل آخرت ملجأ باشند به ترك قبايح و از ايشان قبيح در وجود نيايد كه [٦]آنجا معارف ضرورى باشد و ايشان بهضرورت دانند كه اگر محاولۀ [٧]آن كنند.حيل بينهم و بين ذلك،دگر آنكه ثواب و عقاب و [٨]بهشت و دوزخ در برابر باشد و به هريكى از آن عاقل ملجأ شود به فعل واجب و ترك قبيح. پس چون است كه در اين آيت از ايشان حكايت كرد كه ايشان جحود كنند و انكار [٩]خود را و برآن سوگند خورند تا خداى از ايشان بازگويد: اُنْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ ،جواب گوييم در اين چند وجه گفتند:يكى آنكه ابو القاسم بلخيّ گفت:اين جماعت دروغ گويند بر خويشتن بر حقيقت [١٠]و لكن ندانند كه آنكه [١١]مىگويند دروغ است [١٢]،براى آنكه پندارند كه ايشان در آن گفتار صادقاند كه ايشان باعتقاد و ظنّ و يقين [١٣]خود مشرك نباشند چون
[١] .اساس،مج،وز،مت،آج،لب،بم،مل:آف،لت،آن:ندارد،با توجه به مر افزوده شد.
[٢] .مج،وز،مت:اضرار.
[٣] .وز،مت،مر:محصول.
[٤] .وز،آج،لب،لت،مر:همه.
[٥] .اساس،بم،آف،آن:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .مج،وز،مت،لت:ازآنجا كه.
[٧] .مج،مت،لت،آن:مجادله.
[٨] .وز:بر.
[٩] .مج،وز،مت،لت،مل+شرك.
[١٠] .آج،لب:به حقيقت.
[١١] .آج،لب:آنچه.
[١٢] .آج،لب+از.
[١٣] .مج،وز،مت،مل،لت:بر نفس.