روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٨ - ترجمه
باشد نصيب هر درويشى صاعى و محمّد بن الكعب القرظيّ گفت:اين درويش را چندان بدهد كه به چاشت و شام بخورند و اين يك روايت است از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-و شريح گفت:بايد تا نان خورش با [١]آن باشد و به نزديك ما نان خورش سه مرتبه دارد:برترين [٢]آن [٣]نان و گوشت باشد و ميانه،نان و خلّ و زيت،و فروترين آن نان و نمك و به نزديك شافعى قيمت آن نشايد داد نه در كفّارات و نه در زكوات،بل آن جنس بايد بعينه و به نزديك ما و ابو حنيفه روا باشد،و به نزديك شافعى جز به ده درويش نشايد دادن و به نزديك ابو حنيفه بر يك درويش تكرار شايد كردن ده بار و به نزديك ما[٣٢-پ]با وجود ده كس به يك كس نشايد دادن و چون مستحق نباشد به يك كس شايد دادن جملۀ آن،و به نزديك شافعى جز به آزادى مسلمان محتاج نشايد دادن،و به نزديك ابو حنيفه به اهل ذمّه شايد دادن،و مذهب ما موافق قول شافعى است در مسلمان [٤].فامّا زكات باتّفاق جز به مسلمان ظاهر ستر نشايد دادن و جز آن [٥]يك قسمت به مؤلّفة قلوبهم دهند.
مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ ،از ميانۀ آنچه عادت باشد او را كه به نفقۀ اهل خود كند.
عبد اللّه عمر و اسود و عبيده و شريح گفتند:مأدوم بايد و افضل آن گوشت باشد و خرما و ميانه زيت و سمن باشد.و ادون ملح باشد و اين موافق مذهب ماست.و بعضى دگر مفسّران [٦]تفسير اوسط بر بهتر دادن من قوله تعالى: أَوْسَطُهُمْ ،اى خيرهم وَ أَعَدَّ لَهُمْ ،و قوله: أُمَّةً وَسَطاً ،از بهينۀ آنچه عادت دارى كه به اهل خود دهى به قوت اگر شما را عادت در سراى نان گندمين باشد جوين به درويش نشايد دادن در كفّاره.
و قولى دگر آن است كه: أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ ،فى القلّة و الكثرة على حسب اليسار و العسر.و از صادق-عليه السّلام-روايت كردند كه او خواند:اهاليكم.
قوله: أَوْ كِسْوَتُهُمْ قرائت عامّۀ قرّاء كسر«كاف»است،و ابو عبد الرّحمن السّلميّ خواند:
[١] .مج،مت،وز:به.
[٢] .مج،مت،وز:برتر.
[٣] .مج،مت:آنان.
[٤] .وز:مسلمانى.
[٥] .مج،مت،وز+يك.
[٦] .لت:آن.