روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
تولّاى اين از ما اولىترند.و امّا آنچه ديگران كردند كه پيش [١]من بودند،آن عقوق بود و قطع رحم،و حاشا كه من آن كنم كه ايشان كردند!و به خداى[بر من] [٢]كه من پشيمان نبودم بر وليعهد كردن رضا.و من مىخواستم [٣]كه اين كار از گردن خود بيفگنم و بكلّى در كردن او كنم،و لكن او ابا كرد و چون با جوار رحمت خدا شد و كار از آن بگشت و خداى تقديرى دگر كرد فرمان خداى راست.
امّا پسر او ابو جعفر:من عزم مصمّم كردهام بر آنكه دختر به او دهم و با او پيوند كنم ازآنكه [٤]شناختهام[او را] [٥]،[و عقل و فضل و ادب و راى و صيانت او،و آنكه در عهد خود از اقران خود و جز اقران خود قرين ندارد،و إن شاء اللّه كه آنچه من از او شناختهام] [٦]شما نيز بدانيد،و مردمان را معلوم شود و بدانند كه راى من صواب است درين باب.گفتند:چون چنين است كه اميرالمؤمنين را به او راى است و در او رشدى مىبيند،توقّف كند [٧]تا او چيزى بياموزد و پارهاى فقه برخواند كه ما دانيم كه اين سن كه او راست علمى و فقهى نباشد او را.گفت:من اين جوان را از شما بهتر دانم و بر احوال او مرا وقوف تمام است،او از اهل بيتى [٨]است كه مادّۀ فضل و علم ايشان از خداى باشد و الهامى كه خداى تعالى او را و پدران او را داد،كه ايشان در علم دين به كسى محتاج نباشند،و همۀ جهان به ايشان محتاج باشند [٩]،و ايشان در اين معنى به درجۀ كمال باشند [١٠]،و آنان كه جز ايشان بودند از رعايا ناقص همه از ايشان گرفتند و آموختند،و اگر خواهى [١١]تا بدانى [١٢]كه اين چنين است كه من گفتم امتحان كنيد [١٣]اين جوان را با آنچه شما خواهيد از مسائل در فنون علم تا پيدا شود [شما را اين كه من مىگويم.گفتند:روا باشد،رها كن ما را تا ما كسى را نصيب كنيم كه او را مسئله پرسد از فقه و شريعت تا پيدا شود] [١٤]آنچه مقصود ماست،اگر
[١] .لت+از.
[١٤] [٦] [٥] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .لت:و من خود.
[٤] .مج،وز،مت:ازآنجا كه.
[٧] .مج،وز،مت،لت:توقّف فرمايد.
[٨] .مج،وز،مت:اهل البيتى.
[١٠] [٩] .مج،وز،مت:بودند.
[١١] .خواهى/خواهيد.
[١٢] .بدانى/بدانيد.
[١٣] .مج،وز،مت،بم:كنى/كنيد.