روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٦ - ترجمه
نوشت،چون رنجكى [١]به او تعلّق[٧٥-پ]داشت از روزه و قتال و قصاص،اگرچه فعل او بود حوالت به خود نكرد،و نگفت كه من نوشتم،بل [٢]به لفظ مجهول گفت:
كَتَبَ ،نوشتند بر شما.چون به رحمت رسيد گفت:من نوشتم،حوالت به خود كرد:
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ،نظيرش در شراب قطيعه فرمود: وَ سُقُوا مٰاءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعٰاءَهُمْ [٣]،گفت:در دوزخ ايشان را شراب حميم دهند تا امعاى ايشان مقطّع كند چون[به] [٤]شراب وصلت رسيد،گفت:من دهم و تولاّ من كنم،با هيچ پيغامبر رسل و فرشتۀ مقرّب نگذارم: وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً [٥]،نظير ديگرش حكايت از ابراهيم-عليه السّلام: وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ [٦]،چون من بيمار شوم او مرا شفا دهد چون در بيمارى رنجى و كراهيتى بود،ادب نگاه داشت،و اگرچه فعل او بود به او حواله نكرد.و چون در شفا راحت بود حوالت به او كرد.ابراهيم روا نداشت كه به لفظ آنچه در او أدنى مايۀ رنجى است به او حواله كند،عجب از مجبّر [٧]كه هرچه در جهان ناشايست و نابايست[است] [٨]به او حوالت مىكند.
نويسندگان چهاراند:كرام الكاتبين كه اعمال تو نويسند،و حفظهاند كه احوال تو نويسند،و قلم است كه اعمار و آجال تو نويسد و خداى است كه رحمت براى تو بر خود نوشت،چنان است كه گفت:بنده آنچه قلم نوشت بسترم،كه:
يَمْحُوا اللّٰهُ مٰا يَشٰاءُ وَ يُثْبِتُ [٩] ،و آنچه كرام الكاتبين و حفظه نوشتند بدل كنم كه:
فَأُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ [١٠] ،آنچه من نوشتم كس محو نكند و تغيير و تبديل به آن راه نيابد، مٰا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مٰا أَنَا بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ [١١]،آنچه خداى نوشت لا محال بباشد و آن را تغيير نبود،گفت: وَ لَوْ لاٰ أَنْ كَتَبَ اللّٰهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاٰءَ [١٢]،بر [١٣]
[١] .مل:رنجى.
[٢] .آج،لب:بلكه.
[٣] .سورۀ محمد(٤٧)آيۀ ١٥.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٥] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٢١.
[٦] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٨٠.
[٧] .مر:مجبّره.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٩] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٣٩.
[١٠] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٧٠.
[١١] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ٢٩.
[١٢] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٣.
[١٣] .مج،وز،مت:بن،مر:من.