روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٥ - ترجمه
خداى و مداهنه نكند در دين[١٦-پ]خداى.مردمان [١]چون خشم رسول-عليه السّلام-و مبالغۀ او بديدند زبان كوتاه كردند.
چون رسول-عليه السّلام-حجّ بگزارد [٢]-و آن حجّ وداع بود و برگشت در راه به جايى رسيد كه آن را غدير خم گويند و آن مفرق الطّرق بود كه ازآنجا مردم پراگنده شدندى و آن نه منزل بود و صلاحيّت نزول نداشت.جبرئيل آمد و زمام ناقۀ رسول بگرفت،گفت:خداى تعالى تو را مىفرمايد كه اين جا فرود آى و اگرچه منزلگاه نيست [٣]و آب [٤]و گياه [٥]نيست تا پيغام [٦]مهم به اين قوم بگزارى [٧]پيش ازآنكه متفرّق شوند و هر گروهى به راهى بروند و اين آيت آورد و بر رسول-عليه السّلام-خواند.
رسول-عليه السّلام-فرود آمد و منادى آواز داد قوم را [٨]كه فرود آيى [٩]و كس فرستاد تا آنان كه رفته بودند بازآمدند و آنان كه نرسيده بودند برسيدند درختكى [١٠]چند دوح بود بفرمود تا زير آن درختان برفتند و رسول-عليه السّلام-آنجا فرود آمد و بفرمود تا پالانهاى [١١]شتر جمع كردند و بر هم نهادند و چيزى بر او افگندند و رسول-عليه السّلام- برآن رفت و صحابۀ مهاجر و انصار حاضر و خطبه بليغ بكرد،كه آن خطبه معروف و مشهور است،و ما براى تطويل نياورديم اين جا و قوم[را] [١٢]وعظ داد و زجر كرد، آنگه گفت:
يا قوم نعيت الىّ نفسي و قد حان منّي خفوق من بين اظهركم. خبر مرگ من به من دادند و وقت رفتن من از ميان شما نزديك آمد،
و قد دعيت و اوشك ان اجيب ،و مرا بخواندند و نزديك است تا اجابت كنم.
و انّى مخلّف فيكم ما ان تمسّكم بهما لن تضلّوا كتاب اللّه و عترتي اهل بيتى و انّ اللّطيف الخبير اخبرني انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ،و من در ميان شما دو چيز رها مىكنم كه اگر شما بدان [١٣]
[١] .مج،مت،وز،لت،مر:مردم.
[٢] .مج،مت،وز،لب،لت،مر:بگذارد.
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:نه منزل است.
[٤] .مج،مت،وز،لت،مر:آبى.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر:گياهى.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:پيغامى.
[٧] .مج،مت،وز،لت،آج،لب،آن:بگذارى،مر:برسا.
[٨] .مج،مت،وز،لت،مر:و آواز داد منادى در قوم.
[٩] .آج،لب:فرود آييد.
[١٠] .مج،مت،وز:درختى.
[١١] .اساس:بالانها/پالانها.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١٣] .مج،مت،وز،لت،مر:به آن.