روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
باشد روا بود،چنان كه گويند:انّى و زيد قائمان،و استشهد بقوله فانّى و قيّار بها لغريب،و اين وجه هم ضعيف است.وجهى دگر آنكه:عطف كرد بر موضع انّ مع اسمها،براى آنكه انّ مع اسمها فى موضع الرّفع بالابتداء و«انّ»در كلام براى تأكيد شده است،و اين وجهى است قريب [١]از آن دو وجه كه كسائى و فرّاء گفتند.
قوله: لَقَدْ أَخَذْنٰا ،لا[م] [٢]جواب قسمى مضمر است،حقتعالى احتجاج كرد به اين آيت بر جهودان و ملامت كرد ايشان را بر [٣]آنچه كردند و پدرانشان [٤]برآن [٥]بودند و ايشان اقتدا كردند به طريقۀ اسلاف خود.گفت:به خداى كه ما ميثاق و عهد فرزندان يعقوب فراگرفتيم [٦]،و«ميثاق»مفعال باشد من الوثيقة،و آن استوارى بود.و پيغامبران [٧]فرستاديم به ايشان و اين،بر سبيل احتجاج گفت تا حجت بر ايشان بدارد [٨].
كُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ ،هر پيغامبرى كه آمد به ايشان و خبرى آورد،بخلاف هواى نفس ايشان كه دل ايشان خواست [٩]آن را.
رمّاني گفت:هوى لطف محلّ [١٠]چيزى باشد از نفس با ميل با او و اصل او از هواء ممدود است كه جوّ [١١]باشد جز آنكه اين مقصور باشد و آن ممدود،يقال:
هو[ى] [١٢]الشّيء يهوى هوى اذا ذهب قلبه و مال طبعه اليه،و هو[ى]يهوي هويّا اذا سقط من علو الى سفل لأنّه ينزل في الهواء،و رمّاني فرق كرد ميان شهوت و هوى [١٣]، گفت:شهوت به موجودات تعلّق دارد و هوا [١٤]بخلاف اين است،نگويند:هويت الطّعام،و انّما يقال:اشتهيته،و اين كه او گفت نيك نيست چه هوا [١٥]از قبيل شهوت باشد و به موجودات تعلّق دارد،يقال:هويت فلانا إذا عشقته،جز كه هوى براى لطف
[١] .مج و ديگر نسخه بدلها+به.
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:به.
[٤] .مج،مت،وز،آف:پدر ايشان.
[٥] .آن:بدان.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:هاگرفتيم.
[٧] .مج،آج،لب،بم:آف،لت،آن،مر:پيغمبران.
[٨] .لب:ندارد.
[٩] .مج،مت،وز:بخواست،آج،لت،مر:نخواست.
[١٠] .لب،شعرانى(٢٩٥/٤):بخل.
[١١] .اساس:حر،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] [١٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .مج،مت،وز،لت،مر:هوى.
[١٥] .مج،مت،وز:هوى.