روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
شدندى.رمّاني گفت:سؤال طلب چيزى باشد امّا به احضار يا بيان،براى آنكه سؤال خواستن باشد و پرسيدن باشد،يكى چون سؤال مال باشد و يكى چون سؤال علم.سؤال مال به احضار [١]باشد و سؤال علم به بيان باشد،و نزديك [٢]محقّقان چنان است كه رسول-عليه السّلام-چون از خداى سؤالى خواهد كردن به حضرت قومش روا نباشد تا [٣]دستورى نخواهد،كه باشد كه مصلحت در ترك اجابت او باشد،پس مؤدّى باشد با تنفير و چون فيما بينه و بين اللّه سؤال كند اگر پيغامبر باشد و اگر نه به شرط انتفاء وجوه قبح [٤]بايد [٥]امّا در لفظ و امّا در ضمير.پس بر اين قاعده نشايد كه يكى از ما پيغامبر را سؤال كند كه پدر من كيست،براى آنكه خداى تعالى صلاح در آن شناخت كه آنكس كه بر فراش كسى بزايد الحاق كنند او را به او،و اگرچه نه از آن [٦]او باشد.پس بخلاف مصلحت شناخت[٤٣-پ]خداى [٧]سؤال كردن سفاهت باشد.
قوله: مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِيرَةٍ ،اين آيت من ادلّ [٨]الدّليل است بر بطلان مذهب قول مجبّره،كه ايشان گفتند:اعمالى كه بندگان مىكنند از كفر و ايمان و طاعت و معصيت و مباح و قبيح فاعل آن بر حقيقت خداست،و در اين آيت خداى تعالى تصريح كرد كه:آنچه مشركان كردند و گفتند و نهادند،نه من گفتم و نه من نهادم.
و آيت اقتضاى آن مىكند كه مشركان با شرك جبر گفتند:بحيره و سايبه و وصيله و حام بنهادند،و احكامى بر او نهادند عجب و در آن وضع [٩]طرفه بنهادند،آنگه با خداى حواله كردند تا خداى تعالى به ردّ و تكذيب ايشان بفرستاد. مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِيرَةٍ .
و دليل ديگر بر آنكه مشركان مجبّر بودند،آن است كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد كه ايشان خواهند گفتن: سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا أَشْرَكْنٰا
[١] .آج،لب،لت+مال.
[٢] .آج،لب،آف:به نزديك.
[٣] .مج،مت،لت:يا.
[٤] .مت:قبيح.
[٥] .مج،وز:ببايد.
[٦] .مج،وز،مت،لت،مر:آب.
[٧] .آج،لب+را.
[٨] .بم،آف،لت،مر:ادل.
[٩] .مج،وز،مت،لت:وضعى.