روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٤ - ترجمه
دروغ داده باشند آنچه به گواهى [١]ايشان از مدّعى عليه بستانند [٢]غرامت [٣]بر ايشان واجب بود.سيم [٤]آنكه:«على»به معنى«في»باشد چنان كه خداى تعالى گفت:
وَ اتَّبَعُوا مٰا تَتْلُوا الشَّيٰاطِينُ عَلىٰ مُلْكِ سُلَيْمٰانَ [٥] ،أى في ملك سليمان،و برعكس چنان كه«فى»به معنى«على»آمد في قوله: وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ [٦]،أى على جذوع النّخل،آنجا«على»به معنى«في»آمد يعنى الّذين استحقّ فيهم و لاجلهم الاثم و هم ورثة الميّت استحقّ الحالفان بسببهم.اگر گويند:روا باشد كه اوليان [٧]مرفوع باشد باسناد [٨]استحقاق[٤٨-ر]با ايشان؟گوييم:نه،براى آنكه مستحقّ وصيّت است يا [٩]آنچه از وصيّت در چيزى باشد و اوليان مستحق نتواند بودن تا اسناد استحقّ با ايشان كنند.
زجّاج گفت:اين آيت دشخوارتر آيتى است در قرآن به اعراب،و چون اعراب دشخوار باشد معنى مشتبه بود،چه معنى از اعراب استخراج توان كردن و خلاصه اين است كه:اگر مطّلع شوند بر آنكه آن گواهان يا وصيان كه سوگند خوردند بر وجهى خوردند كه مستحقّ اثمى و عقوبتى شدند-با [١٠]آنكه بخلاف راستى خوردند-دو مرد [١١]بايد كه اولىتر باشد به متوفّا و به ميراث آن [١٢]به آنكه گواى و شهادت را قيام نمايند به معنى سوگند،يعنى كه سوگند خورند چه خصم و مطالب ايشان باشند كه بيايند و سوگند خورند به خدا [١٣]كه شهادت ما،يعنى سوگند ما حقتر و درستتر است از سوگند آن دوگانه كه پيش از اين سوگند خوردند،و ما در اين سوگند اعتدا و ظلم نمىكنيم، چه اگر چنين كنيم از جملۀ ظالمان باشيم.
اگر گويند اولياى مرده از كجا مطّلع شوند بر خيانت ايشان يا ايمن باشند كه
[١] .مج،مت،وز:گوائى،آف،آن:گواهى.
[٢] .لب:ستانند.
[٣] .مج،مت،وز،آج،لت+آن.
[٤] .مج،وز،مت:سهام،آج،لب:سيوم.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٠٢.
[٦] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٧١.
[٧] .لب+مستحقّ.
[٨] .وز+و.
[٩] .وز:به.
[١٠] .مج،وز،مت:به.
[١١] .مج،وز،مت:ديگر.
[١٢] .مج،وز،مت:او.
[١٣] .وز،مت:خدايى.