روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
است و عالم به احوال بندگان و مصالح ايشان در خير و شرّ و نفع و ضرّ و صحّت و سقم و ضيق وسعت،تا به حسب آنچه داند مىفرمايد كرد.
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ ،كلبي گفت سبب نزول آيت آن بود كه:
مشركان مكّه به نزديك رسول آمدند و گفتند:يا محمّد!هيچ پيغامبر اين نگفت كه تو مىگويى و كس را نمىبينيم كه تو را تصديق مىكند بر آنكه [١]تو مىگويى،و ما جهودان و ترسايان را بپرسيديم [٢]از احوال تو،گفتند:ما ذكر او در كتاب [٣]نمىيابيم آخر گواه تو كيست؟بر اين دعوى خود گواهى بيار،او گفت:گواى من خداست، گفتند:ما گواهى خدا نمىبينيم در حقّ تو،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:
بگو اى محمّد كه چه چيزى است كه عظيمتر است به گواهى از خداى-جلّ جلاله.
بپرس از ايشان و بگو چيست كه گواهى او بزرگتر است اگر ايشان جواب دهند و الّا هم تو جواب ده،بگو:خداى است كه چنين است،و بگوى كه:خدا گواه است ميان من و شما و در آيت دليل است بر آنكه لفظ شىء بر خداى تعالى اجرا كنند كه خداى تعالى در [٤]آيت خود را شىء خواند. وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هٰذَا الْقُرْآنُ و بگوى كه اين قرآن بر من وحى كردهاند و فرستاده تا [٥]من شما را به آن بترسانم. وَ مَنْ بَلَغَ ،و نيز آنكس را كه اين قرآن به او رسد يعنى اهل عصر خود را و آنان را كه از پس من باشند تا به دامن قيامت،و تقدير اين است كه:(و من بلغه)،يعنى هذا القرآن.و عرب ضمير مفعول از كلام بيفگنند [٦]چون عايد باشد با صله از«الّذى»،و«من»و«ما»و اين از باب آن است كه أَ هٰذَا الَّذِي بَعَثَ اللّٰهُ رَسُولاً [٧]،و المعنى بعثه اللّه،تقول [٨]الّذى ضربت زيد و من اكرمت [٩]عمرو:اخذت مالك،و التّقدير ضربته و اكرمته و اخذته [٦١-پ]و در آيت دليل است بر آنكه اهل عصر رسول-عليه السّلام-و آنان
[١] .مج،وز،مت:به قرائن.
[٢] .مج،وز،مت:بپرسيم،آج،لب:مر،پرسيديم.بم،آف:نپرسيدم.
[٣] .مج،وز،مت،آج،مل،لت،مر+خود.
[٤] .مج،وز،مت،لت،مر+اين.
[٥] .آج،لب:با.
[٦] .لت:مىفكنند.
[٧] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٤١.
[٨] .آف:اكرمته.
[٩] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها،ظاهرا«تقول»صحيح است.