روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
بود على وزن فعيل،كنصيب و انصباء.بر اين قول«شىء»«شىّء»باشد على وزن «هيّن».
قول سيوم،سيبويه و خليل گفتند:وزن او«فعلا»است مقلوب از افعال،و اصل«شيئاء»بوده است،قلب كردند با اشياء،چنان كه قلب كردند«اينق»را از «أنوق»و«قسىّ»را عن«قووس».
إِنْ تُبْدَ لَكُمْ يقال:بدا اذا ظهر،و أبدا اذا أظهر [١].
تَسُؤْكُمْ ،يقال:ساءه يسوءه اذا أحزنه،و اگر رها كنى [٢]تا آنگاه كه قرآن فرود آيد به حسب مصلحت،چون قرآن آمده باشد خود پيدا كند [٣]شما را و بيان كند [٤]براى شما [٥]،يعنى خداى تعالى در قرآن بيان كند.نهى است مؤمنان را از تعجيل سؤال و استكشاف از چيزها كه خداى تعالى به وقت خود خواهد تا بيان كند تا [٦]صلاح در آن باشد كه آن پوشيده يا مجمل باشد.
عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا ،خداى تعالى عفو بكرد از آن.در ضمير«عنها»دو قول گفتند، قولى آنكه:عايد است با مصدر لاٰ تَسْئَلُوا ،و آن مسألة باشد،أى عفا اللّه عن مسألتكم.و قولى ديگر آنكه:راجع است با اشياء.
وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ،و خداى تعالى آمرزنده و بردبار است،گناه به رحمت بيامرزد و بفضل تعجيل عقوبت نكند،چه تعجيل آنكس كند كه از فوت ترسد.
قَدْ سَأَلَهٰا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ،جماعتى كه پيش شما بودند از مثل اين سؤالها كردند،چون قوم صالح كه از او ناقه خواستند،و قوم عيسى كه از او خوان خواستند،و قوم موسى كه از او سؤال رؤيت كردند.سدّى گفت،اين قوم گفتند رسول را كه:از خدا در خواه تا كوه صفا [٧]بازر كند.ابو على گفت:پيغامبران [٨]را از چيزها بپرسيدندى،چو [٩]ايشان گفتندى چنين است،ايشان گفتند:نه چنين است كافر
[١] .اساس،آج،لب،آف،مر:ظهر،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آف:كنيد.
[٤] [٣] .مج،وز،مت،لت:كنند.
[٥] .آج،لب:شما را.
[٦] .مج،وز،مت،آج،لت:يا.
[٧] .مر+را.
[٨] .وز:پيغامبر.
[٩] .مج،وز،آج،لب:چون.