روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٧ - ترجمه
گفت:شما به او ايمان دارى [١]؟گفتند:آرى،گفت:اگر نبودى [٢]كه رسول[را] [٣]كشتن عادت نيست،بفرمودمى تا شما را گردن بزدندى [٤].آنگه ايشان را براند و صحابه را گفت:من شبى در خواب ديدم كه دودست اورنجن زرّين در دست داشتم بزرگ شد در دست من و مرا خوش نيامد آن،مرا وحى كردند كه:باد در او دم من باد در او دميدم بپريدند.من تأويل آن خواب بر اين دو دروغزن كردم يكى مسيلمه كذّاب يمامه و يكى كذّاب [٥]صنعاء اسود العنسىّ.
وَ مَنْ قٰالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ،و از آنكس كه او گويد من بيارم مانند آنكه خداى تعالى فرستاد از آسمان،گفتند:اين در عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح آمد و او قرشى بود و كاتب رسول-عليه السّلام-بود [٦].چون وحى آمدى او نوشتى.رسول -عليه السّلام-بر او املا كردى،او به جاى غَفُورٌ حَلِيمٌ [٧]،«عليم حكيم»بنوشتى و به جاى سَمِيعٌ عَلِيمٌ [٨]،«غفور رحيم»بنوشتى و مانند اين.چون اين آيت فرود آمد: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ سُلاٰلَةٍ مِنْ طِينٍ [٩]-الى قوله: ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ [١٠]،او را عجب آمد از تفصيل خلق آدمى،بر زبانش برفت: فَتَبٰارَكَ اللّٰهُ أَحْسَنُ الْخٰالِقِينَ [١١].رسول -عليه السّلام-گفت:بنويس.او بنوشت و به شكّ افتاد، [١٢]با خود گفت:اگر محمّد در اين كه مىگويد صادق است،خود اين وحى كه بر او مىكنند بر من مىكنند،و اگر كاذب است مثل آنكه او مىگويد من نيز [١٣]مىگويم.مرتد شد،و با نزديك مشركان شد [١٤]و گفت:احوال محمّد من نيك بدانستم.او بر من املا مىكردى،من تغيير و تبديل مىكردمى و چنان كه خواستم نوشتم و او مؤمنانى را كه به [١٥]رسول آمدندى در سرّ شناخته بود مشركان را مىگفت و وشايت و سعايت مىكرد.و از جملۀ
[١] .مج،وز،مت،آج،لب:ايمان داريد.
[٢] .مج،وز،مت،مل،لت،مر:نه آنستى.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٤] .اساس:بزندى،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٥] .اساس:كذا،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٦] .مج،وز،مت+و.
[٧] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٥٥،مج،وز،مت،لت:غفور رحيم.
[٨] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٢٧.
[٩] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ١٢.
[١١] [١٠] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ١٤.
[١٢] .مج،وز،مت،آج،لب+و.
[١٣] .آج،لب:بر.
[١٤] .آج،لب:رفت.
[١٥] .مج،وز،مت،آج،لب،لت:بر.