روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
مهلا بني عمنا مهلا موالينا
لا تنبشوا ميتنا ما كان مدفونا
هفتم،به معنى ناصر باشد،قال اللّه تعالى: ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكٰافِرِينَ لاٰ مَوْلىٰ لَهُمْ [١]،اى لا ناصر لهم [٢].هشتم:مولاى ضمان [٣]جريره باشد،چنان كه مردى بندۀ آزاد كند و از ضمان جريرۀ او و از ولاى او بيزار شود،گويد:از خير و شرّ او بيزارم،او را سائبه خوانند و او برود به كسى تولاّ كند آنكس ضمان جريرۀ او كند [٤]ولاء ميراث او،او را باشد.آنكس را مولى خوانند.نهم به معنى حليف و هم سوگند باشد،چنان كه شاعر گفت [٥]:
موالى حلف لا موالي قرابة
و لكن قطينا يأخذون [٦]الأتاويا
و ديگرى گفت [٧]:
مواليكم مولى الولاية منكم
و مولى اليمين حابس قد تقسّما
و هم به معنى همسايه،چنان كه شاعر گفت: [٨]
هم [٩]خلطونى [١٠]بالنّفوس و الجمعوا
الى اصل مولاهم مسوّمة جردا
يازدهم به معنى سيّد مطاع و رئيس و امام و آنچه در اين سلك رود [١١]اين جمله اقسام چون تأمّل كنند همه را معنى راجع به [١٢]اولى بود براى آنكه خداوند به بنده و بنده به خداوند،و آزادكننده به آزاد كرده [١٣]و آزاد كرده [١٤]به آزادكننده و همسايه به همسايه و هم سوگند به هم سوگند و ناصر به منصور و پسر عم به پسر عم و ضامن جريره و جملۀ اقسام اينان اولىتر باشند به اصحابشان از ديگران كه آن ولايت نباشد ايشان را،پس درست شد كه معنى جمله راجع است به [١٥]اولى[٢٠-پ]و معنى اولى لايق است در اين جا.دگر قرينۀ آنچه گفت:(الست اولى بكم منكم بأنفسكم)،نه من اولىترم به شما؟از شما آنگه بىفصل به حرف عطف گفت:
من
[١] .سورۀ محمّد(٤٧)آيه ١١.
[٢] .مج،مت،وز،لت،مر+و.
[٩] [٣] .مت،آف:ضامن.
[٤] .مج،مت،وز،مر:بكند،لت:نكند.
[٥] .مج،مت،وز+شعر.
[٦] .لسان العرب،٤٠٩/١٥:يسألون.
[٨] [٧] .مج،مت:هل.
[١٠] .مج،مت،وز،لت،مر:خلطونى.
[١١] .مج،مت،وز،لت،مر+و.
[١٢] !مج،مت،وز،لت،مر:با.
[١٤] [١٣] .مج،مت،وز،لت:آزاد كرد.
[١٥] .مج،مت،وز،لت،مر:با.