روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥١ - ترجمه
اقبال كردند برآن كار بس بر نيامد كه ايشان را نكبتى پيش آمد بر او آمدند و او را گفتند:ما را كارى پيش آمد[٨٨-ر]سخت،او گفت:وقت آن است كه اين خدايان شما،شما را فرياد رسند و آن [١]عبادتهاى گران كه شما كرده اينان را به برآيد شما را،جمع شوى و اين معبودان خود را بخوانى و تضرّع و زارى كنى تا اين آفت از شما بگردانند.ايشان حريص شدند و بيامدند و عبادت بيفزودند و تضرّع [٢]زيادت كردند هيچ سود نداشت و اجابت نيامد بر او آمدند و در او بناليدند او چون ديد كه وقت آن است كه سخن او مؤثّر بود،گفت:اى ابلهان و كمدانان نمىدانى [٣]كه ايشان نشنوند و نبينند و ندانند و نتوانند،و نه بر سود قادراند و نه بر صرف زيان توانايى دارند.برويد و ابلهى مكنيد كه ما را و شما[را] [٤]خدايى هست توانا و دانا و بينا و شنوا كه چون بخوانيش بشنود و چون بخواهى بدهد،غنى است و حاجت بر او روا نيست بياييد تا به درگاه او شويم [٥]و او را بخوانيم كه اين بليّه و آفت جز او صرف نكند.گفتند ما ندانيم،تو او را بخوان تا ما تو را متابعت كنيم او دعا كرد خداى تعالى اجابت كرد و آن بلا از ايشان بگردانيد ايشان بجمله ايمان آوردند.و غرض از اين خبر آوردن آن بود كه قصد او در تحريص ايشان بر عيادت اصنام آن بود تا نقص و عجز ايشان به آن قوم نمايد تا ايشان از آن بازآيند و توبه كنند و غرض او درست بود و مقصود حاصل شد،و همچنين غرض ابراهيم-عليه السّلام-آن بود كه ايشان را تنبيه كند بر خطا و جهل ايشان در اعتقادشان،و مثل اين قوله تعالى: وَ انْظُرْ إِلىٰ إِلٰهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عٰاكِفاً [٦]،در قصّه موسى و سامرى،و مقصود آن است كه الى الهك فى ظنّك و اعتقادك و عندك و مثله قول الخزنة للكافرين فى النّار: ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ [٧]،اين عذاب بچش كه تو مردى عزيز و كريمى يعنى به نزديك خود نه آنكه او در دوزخ عزيز و كريم باشد.
و بعضى متكلّمان در اين آيت اين وجه را كه ما گفتيم دو وجه كردند:يكى را
[١] .مج،وز،مت:از،لت:اين.
[٢] .مج،وز،مت،لت+لابه.
[٣] .مج،وز،مت،آج،لب،آف،آن:نمىدانيد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٥] .آج،لب:بشويم.
[٦] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٩٧.
[٧] .سورۀ دخان(٤٤)آيۀ ٤٩.