روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
و انّى و ان كان الدّفين حبيبه
حبيب الى قلبى حبيب حبيبى
صالح مردى در خواب ديد كه قيامت برخاسته [١]است و خلايق را در موقف سياست بداشتهاند و او ايستاده است فرشتهاى مىآيد [٢]صحيفه بدست گرفته اين مرد گفت:اين صحيفه چيست؟گفت اين صحيفهاى است نام دوستان[٥-ر]او در آنجا نوشته گفت اگر ممكن باشد يكبار بنماى مرا تا خود نام من در آنجاست [٣]؟ فرشته صحيفه به او [٤]داد از اوّل تا آخر ديد [٥]نام خود نيافت [٦]گفت:اى [٧]فرشته نام من در اين جا نيست و لكن اگر من پايۀ آن ندارم كه نام من در ميان دوستان او بنويسند، بنويس كه من دوستان او را دوست دارم ندا آمد كه نامش را در اوّل صحيفه بنويس كه بس با نياز [٨]گفت [٩]بيان كرديم كه معنى مرتد چه باشد و احكام ايشان در ما تقدّم برفت.
و سوف براى خلوص فعل باشد به استقبال براى آنكه لفظ«يفعل»را كه مضارع خوانند صالح بود حال را و استقبال را چون سوف ياسين در او شود خاص شود به مستقبل،چنان كه:سافعل [١٠]و سوف افعل [١١]بيارد [١٢]خداى [١٣]،و در آيت دليل است بر آنكه رسول-عليه السّلام-صادق است در دعوت،چه اين خبر است از غيب!و چون مخبر بر وفق خبر بود دليل صدق مدّعى كند و محبّت از [١٤]ما خداى را تعالى به معنى ارادت طاعت او باشد و از او تعالى به معنى ارادت ثواب باشد ما را.و«اذلّه»جمع ذلول باشد و اصل او در اسبى خوشرو و نرم گويند،يقال:دابّة بيّنة الذّلّ و الذلّة،و رجل ذليل بيّن الذلّ و المذلّة.و«اعزّه»جمع عزيز باشد،و عزيز اين جا به معنى صعب و ممتنع باشد من قولهم:عزّ علىّ كذا،اى شقّ و صعب.
[١] .بم،مر:برخواسته،آج،لب:ظاهر شده.
[٢] .مج،مت،وز،لت:مىآمد.
[٣] .مج،مت،وز،بم،آف،لت،مر:هست.
[٤] .آج،لب:بدو،مر:به دست او.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر:او از اول تا به آخر بنگريد.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:نديد.
[٧] .مج،مت،وز،لت:يا.
[٨] .اساس،بم،آف:ساز،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مج،مت،وز+پس.
[١٠] .لت،مر:سيفعل،مج،مت،وز:سنفعل.
[١١] .مج،مت،وز،لت،مر:سوف يفعل.
[١٢] .لب:سازد.
[١٣] .مت+تعالى.
[١٤] .مت:او.