روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
امّا در آيت چنين نيست بل كاف حرف خطاب است و اسم نيست و زيادت است و از اعراب محلّى ندارد و به مثابۀ«كاف»ذلك و هنا لك باشد،و تقدير آن است كه:أ رأيتم، اين قول زجّاج و ابو على فارسى است [١]و محقّقان از [٢]نحويان،و فرّاء گفت:«كاف»اسم است و محلّ او نصب است و اين خطاست [٣]،دليل بر اين آن است كه«تا»خطاب را باشد اگر«كاف»هم ضمير مخاطب باشد جمع كرده باشى بين ضميرى خطاب،و اين روا نباشد چنان كه جمع نكنند بين علامتى تأنيث،و مثله قوله: أَ رَأَيْتَكَ هٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ [٤]،معنى آن است كه:أ رأيت هذا الّذى كرّمته علىّ،چه محال است گفتن [٥]كه معنى اين باشد كه:أ رأيت نفسك هذا الّذي كرّمت علىّ سواى،كه اگر اين رؤيت متعدّى باشد به دو مفعول بايد كه مفعول دوم هم مفعول اوّل بود و اين«كاف»خطاب است با خداى تعالى،و الّذي كرّمت علىّ آدمى است،پس فساد آنچه فرّاء گفت پديد آمد،حقتعالى گفت:يا محمّد بگو اين كافران را كه بينى اگر عذاب خداى به شما آيد چنان كه به كافران ديگر آمد پيش از شما از عاد و ثمود،يا قيامت به شما آيد ناگاه.
زجّاج گفت:«ساعت»نام آنوقت است كه بندگان از آنوقت بجمله بميرند و آنوقت بجمله زنده شوند و آن عند نفخ صور دوم و سيوم [٦]باشد در وقت چنان شما جز خداى را خوانى؟ [٧]چون در وقت درماندگى جز خداى را نخوانى [٨]چرا در وقت آسايش و راحت به او ايمان نيارى،در آنوقت شما [٩]جماد را خوانى [١٠]كه هيچ نشنوند و ندانند و هيچ جواب ندهند و بر هيچ خير و شر قادر نباشند اگر راست گويى در دعوى الهيّت معبودتان.
آنگه گفت: بَلْ إِيّٰاهُ تَدْعُونَ ،بل او را خوانى [١١]،يعنى خداى را-جلّ جلاله-تا [١٢]
[١] .مج،وز،مت،مر:ابو على الفارسى.
[٢] .آج،لب:و.
[٣] .اساس:خطاب،با توجه به مج تصحيح شد.
[٤] .سورۀ اسراء(٦٣)آيۀ ١٧.
[٥] .مج،وز،مت:گفت.
[٦] .مج،وز،مت:سرام،لت:سوم،آن،مر:سيم.
[١١] [١٠] [٧] .خوانى/خوانيد.
[٨] .نخوانى/نخوانيد.
[٩] .مج،وز،مت،بتان.
[١٢] .مج،وز،مت+او.