روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧ - ترجمه
كه من به بدل شما قومى [١]آرم كه صفت ايشان عكس صفت شما باشد چندان كه در شما عداوت است در ايشان محبّت باشد چون ايشان را با من محبّت باشد مرا در حقّ ايشان به اضعاف آن محبّت باشد و محبّت خود چيزى است كه از يك طرف صورت نبندد [٢]عجب آنكه [٣]در حقّ ايشان از من همه مصحّف محبّت باشد،اعنى محنت به محنت از محبّت من بر [٤]نگردند و به بلا روى از من برنتابند چو محبّ من باشند [٥]محبوب من شوند و چون دوستى در حقّ من باخلاص دارند دوستان مرا دوست دارند و دشمنان مرا دشمن دارند،با دوستان من ذلول و نرم باشند و با دشمنان من صعب و درشت باشند، چنان كه در ذكر آيت وصف كرد ايشان را: أَشِدّٰاءُ عَلَى الْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ [٦]، لا جرم من نيز به آن رها نكردم كه ايشان را دوست گرفتم تا دوستان ايشان را دوست داشتم.
چنان كه در خبر مىآيد [٧]كه يك روز رسول-عليه السّلام-در محراب نشسته بود پنج سجده كرد متوالى كه با آن ركوعى [٨]و قيامى و نمازى نبود صحابه گفتند:يا رسول اللّه اين سجدات را سبب چه بود و تو نماز نمىكردى گفت:اين سجدههاى شكر بود،گفتند:يا رسول اللّه چه شكر [٩]؟،گفت:من نشسته بودم جبرئيل آمد و گفت:خدايت سلام كند [١٠]و مىگويد:من على را دوست مىدارم [١١]من سجده كردم خداى را [١٢]بر شكر آن،برفت و در حال بازآمد گفت:مىگويد [١٣]من فاطمه را دوست مىدارم [١٤].من سجدۀ ديگر [١٥]كردم.برفت و بازآمد و گفت:مىگويد:من حسن و حسين را دوست مىدارم من سجدۀ ديگر كردم [١٦]،برفت و بازآمد و گفت:مىگويد من دوستان ايشان را دوست مىدارم [١٧]و اين غايت محبّت باشد. [١٨]
[١] .مج،مت،وز،لت،مر+را.
[٢] .مج،مت:و.
[٣] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر+اگر.
[٤] .آن+من برآن.
[٥] .:باشد.
[٦] .سوره فتح(٤٨)آيه ٢٩.
[٧] .مج،مت،وز،لت،مر:آمد.
[٨] .آج،لب،لت:ركوع.
[٩] .مر:شكرى.
[١٠] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،آن،مر:سلام مىكند.
[١٤] [١١] .مج،مت،وز،لت،مر:دوست دارم.
[١٢] .مج،وز+تعالى،مت،مر:تعالى را.
[١٣] .آنكه+
[١٥] [١٦] .مج،مت،وز،لت،مر:اگر.
[١٧] .مج،مت،وز،لت،مر+من سجده دگر كردم برفت و بازآمد و گفت مىگويد:من دوستان دوستان ايشان را دوست دارم.
[١٨] .مج،مت+شعر،مر+بيت.