روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
تركت النّبيذ لاهل النّبيذ
و صرت حليفا لمن عابه
شرابا يدنّس عرض الفتى
و يفتح للشّر ابوابه
قوله: إِنَّمَا الْخَمْرُ ،بيان كرديم كه اصل خمر ستر و پوشيدن باشد [١]و براى آن خمر خوانند آن را كه با خمر،عقل مخامره و مخالطه كند بازپوشد آن را،و دخل في خمار النّاس اذا دخل في سوادهم و خمير گويند اين عجين را كه بازپوشد [٢]تا برآيد،و خامره الحزن اذا خالطه مستترا في قلبه،و الخمار المقنعة،و الخمار ما يأخذ من الصّداع عقيب الخمر،و بر اين قياس هرچه مستى كند از هر نوع كه باشد آن را خمر خوانند و در تحت نهى آيد.
وَ الْمَيْسِرُ ،نامى باشد جامع [٣]جملۀ انواع قمار را و آن را كه در قمار شود[او را يسر خوانند و آنكه در قمار نشود او را برم خوانند و باقر عليه السلام گفت همه انواع قمار در اين [٤]شود] [٥]تا بازى كردن كودكان به جوز و كعب و نرد و شطرنج [٦]همه در اين شود و اشتقاق او از تيسير كار جزور باشد به اجتماع ايشان بر قمار بر او،«و اليسر،آسانى باشد و«عسر»دشخوارى،و«يسار»دست فراخى باشد[و يسار دست چپ باشد]براى آنكه چون به او استعانت كنند در كارى كار برآيد و خوار شود،و ذهب يسرة خلاف يمنة [٧].
و أنصاب،جمع نصب باشد و آن بتان باشند كه آن [٨]را نصب كنند براى عبادت،و«نصب»رنج باشد و«نصاب»دستۀ كارد بود و نصب عداوت اظهار او باشد،قال الاعشى:
و [٩]ذا النّصب المنصوب لا تنسكنّه
و لا تعبد الشّيطان و اللّه فاعبدا
وَ الْأَزْلاٰمُ
،تيرهايى باشد كه ايشان قماربازند به آن واحدش زلم
[١] .آج،لب:بود.
[٢] .آج،لب+كه.
[٣] .آج،لب+با.
[٤] .آج،لب+او.
[٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .وز:شرنج.
[٧] .بم،آف:ثمنه.
[٨] .مج،مت،وز،لت:ايشان.
[٩] .بم،آف،آن:اذا.