روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٧ - ترجمه
اقتراحات [١]و اعتقادات باطل و معبودان مزوّر ايشان از ايشان گم شوند [٢]و سعى ايشان باطل شود.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ،كلبى گفت:سبب نزول [٣]آيت آن بود كه ابو سفيان و وليد مغيره و عتبه و شيبه-پسران ربيعه-و اميّه و ابى-پسران خلف-و نضر بن الحارث و حارث بن العامر بيامدند و حديث رسول-عليه السّلام-بشنيدند و قرآن كه مىخواندند،سماع كردند آنگه با يكديگر گفتند:چگونه مىدانى [٤]اين كه محمّد مىخواند و مىگويد؟نضر گفت:از جنس آن اساطير است كه من با شما گويم،و نضر بن الحارث مردى بود كه اخبار گذشتگان [٥]ياد داشت و بسيار گفتى،خداى [٦]تعالى اين آيت فرستاد [٧]گفت[٦٣-پ]: وَ مِنْهُمْ ،از ايشان يعنى از كافران. مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ،كس هست كه گوش با سخن تو مىكند و«من»كلمتى [٨]است موحّد اللّفظ،مجموع المعنى براى آن گفت يَسْتَمِعُ به لفظ واحد،و آنگه گفت: عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ ،و او نكرۀ موصوفه [٩]است آنجا [١٠]مجاهد گفت:مرادش قريشاند،و بلخىّ گفت:مرادش مشركان و جهودان و ترساياناند،حقتعالى گفت:
سخن تو مىشنوند و لكن انديشه نمىكنند،لا جرم علم حاصل نمىشود ايشان را،پس به مثابۀ كسىاند كه بر دل پوششى دارد كه مانع [١١]بود ازآنكه چيزى بداند و علم در او شود ازآنكه با كفر و ضلال الفت دارند و سخن تو در گوش ايشان جاىگير نيست،و اين بر سبيل تشبيه است.و از اين بليغتر آنكه گفت: لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا ... وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ يَسْمَعُونَ بِهٰا [١٢]،و از هر دو بليغتر إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ [١٣]،نفى دل كرد از ايشان در مبالغۀ نفى
[١] .لب:افراحات.
[٢] .مج،وز،مت:شدند.
[٣] .مج،وز،مت،مر+اين.
[٤] .آج،آف،مر،لب:مىدانيد.
[٥] .اساس:گذشتگان،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .مج،وز،مت:حق.
[٧] .مج،وز،مت،لت،مر:بفرستاد.
[٨] .لت:كلمه.
[٩] .آج،لب:موصوف.
[١٠] .آج،لب،لت:اين جا.
[١١] .آف+آن.
[١٢] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٩.
[١٣] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ٣٧.