روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
جمع شجرة،و خرز [١]في جمع خرزه [٢]و قوّت اين قول قوله تعالى: وَ مِنْ ثَمَرٰاتِ [٩٨-پ] اَلنَّخِيلِ [٣]كه او جمع [٤]ثمره باشد كخشبة[و جمعش كنند نيز على ثمار كأكمة و إكام و رقبة و رقاب،و آنكه به ضم خواند،قرائت او محتمل است دو وجه را،يكى آنكه جمع [٥]ثمره باشد كخشبة و خشب،قال اللّه تعالى: كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ [٦]و اكمه و اكم،قال الشّاعر:
ترى الاكم فيها سجّدا للحوافر.
و الاصل الاكم الّا انّه خفّفه للشّعر،و مثال او از معتل ساحة و سوح و قارة و قور و ناقة و نوق.دوم آنكه ثمر جمع جمع باشد ثمر و ثمار و ثمر كجراب و جرب و جمار و جمر،گفت:در ميوۀ او نگاه كنى [٧]چون ميوه بيارد. وَ يَنْعِهِ ،أى نضجه و ادراكه، يعنى رسيدن او چون برسد و تمام پخته شود.و در شاذّ عطارديّ و ابن السّميقع خواندند «يانعه [٨]»أى نضيجه [٩]و مدركه،در ميوۀ رسيدهاش [١٠]،يقال:ينع الثّمر يينع ينعا و ينعا و ينعا قال الشّاعر [١١]:
في قباب حول دسكرة
حولها الزّيتون قد ينعا
و يقال ايضا:اينعت الثّمرة يونع ايناعا،«ينع»به فتح،لغت اهل حجاز [١٢]است و «ينع»به ضم لغت اهل نجد،اللّه تعالى در اين آيت [١٣]تذكير نعمت كرد به اين چيزها كه بر شمرد از باران كه فرستاد از آسمان و نبات كه رويانيد [١٤]به آن آنچه غذاى بهايم و آدمى و وحوش و طيور است و انواع درختان ميوه از خرما و انگورهاى [١٥]الوان و نار و زيتون و آنچه ذكر كرد.آنگه گفت:آخر از ميان تو و چهار پاى فرقى بايد چون چهار پاى [١٦]همه خوردن شناسى؟ يكبار بچشم عبرت درنگر در ميوۀ اين درختان
[١] .مت،مر:حرز.
[٢] .مج،وز،خرزه،مت:حزره.
[٣] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٦٧.
[٤] .اساس،آج،لب،آنكه:جمع او،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ٤.
[٧] .آف:كنيد.
[٨] .مج،وز،مت،لت،مر+به الف.
[٩] .آج،لب،بم:نضجه.
[١٠] .مج،وز،مت،بم،آن:رسيديش،مر:رسيدنش.
[١١] .مج،وز،مت+شعر.
[١٣] [١٢] .بم،لب+ذكر.
[١٤] .مج،وز،مت:رويانند،لت:روياند.
[١٥] .مج،مت+رز.
[١٦] .مج،وز،مت:چهارپايى.