روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧ - ترجمه
و از اميرالمؤمنين روايت كردند كه او گفت:روز بصره،
و اللّه ما قوتل اهل هذه الآية حتّى اليوم به خداى كه كس با اهل اين آيت كارزار نكرد تا به امروز.و آنچه قوّت [١]اين قول است آن است كه خداى تعالى آن را كه اين قتال كرد وصف كرد به صفاتى كه لايق نيست باتّفاق با هيچكس جز با اميرالمؤمنين على- عليه السّلام-براى آنكه خداى تعالى وصف كرد او را به آنكه خداى و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد و اين معنى از قول رسول -عليه السّلام-[٢-پ]در حقّ او معلوم است.
و اخبار به اين معنى متواتر است از طريق مخالف و مؤالف كه چون رسول -عليه السّلام-به زير حصن خيبر فرود آمد و چند روز حصار داد حصن را،يك روز رايت به يكى از معروفان صحابه داد برفت،يجبّن اصحابه و يجَبّنونه اصحاب خود را بددلى [٢]مىداد [٣]و ايشان او را،تا منهزم بازآمد،روزى ديگر به ديگرى داد برفت،يؤنّب اصحابه و يؤنّبونه [٤]،ملامت مىكرد قومش را و ايشان او را ملامت مىكردند.هم منهزم بازآمد.رسول-عليه السّلام-دلتنگ شد و چند روز توقّف كردند [٥].مردى از جملۀ صحابه كه پدر و برادر او را كشته بودند بيامد و گفت:يا رسول اللّه!اين رايت به من ده تا من بروم و بذل جهد كنم و به غايت طاقت بكوشم و انتقام اينان بكشم.رسول- -عليه السّلام-گفتند [٦]:
لاعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّه اللّه و رسوله و يحبّ اللّه و رسوله كرّار غير فرّار، [گفت:من فردا رايت به مردى دهم كه خداى و پيغمبر او را دوست دارند و او خداى و پيغمبر را دوست دارد.كرّار،حملهبر باشد [٧]،غير فرّار گريزنده نباشد.] [٨]
لا يرجع حتّى يفتح اللّه على يديه، برنگردد تا خداى تعالى بر دست او فتح برآرد.
آن شب همۀ صحابه اميد در بستند و طمع داشت [٩]هريكى از ايشان كه آنكه رسول-عليه السّلام-گفت او [١٠]باشد.بامداد كه برخاستند و هركه سلاحى نيكوتر
[١] .وز+دين نوگشت.
[٢] .لب:به بددلى،مت:به جبن.
[٣] .مت:نسبت كرد.
[٤] .آج،لب:و يعملونه.
[٥] .مج،مت،وز:كرد.
[٦] .مج،مت،وز،مر:گفت.
[٧] .آج،لب:حمله بر با كافران.
[٨] .اساس:افتادگى دارد،از مج افزوده شد.
[٩] .آج،لب،آف،آن،مر:داشتند.
[١٠] .مج،مت،وز،مر:آن.