روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
دل مىشناختند،و جواب معتمد و قول بهتر در اين باب آن است كه حقتعالى اين بر سبيل تسليت گفت رسول را-عليه السّلام-گفت:اين تكذيب نه با تو مىكنند و نه در حقّ تو مىكنند با من است براى آنكه تو رسول منى و مؤدّي از منى چنان كه يكى از ما گويد نايبش را چون به او بىحرمتى كنند:اين بىحرمتى نه تو را دادند مراست،و اين بر من است و به جواب و جزاى آن مرا[٦٨-پ]قيام بايد كردن،و ظاهر دليل اين مىكند.و ديگر اقوال متعسّف است آنچه خلاف قول صادق است،بيانش:
وَ لٰكِنَّ الظّٰالِمِينَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ يَجْحَدُونَ ،اين نه تكذيب تست،و لكن جحد و انكار آيات من است.آنگه هم بر سبيل تسليت رسول-عليه السّلام-گفت:اگر با تو اين معامله كنند دلتنگ مكن كه با آنان كه پيش تو بودند هم اين كردند.
وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ ،به دروغ داشتند پيش از تو اى محمّد رسولانى را كه بودند از آن من،ايشان صبر كردند برآن تكذيب و ايذاء و رنج نمودن كه با ايشان كردند و انتظار فرج كردند تا نصرت و يارى من به ايشان آمد كه انّ النّصر مع الصّبر و انّ الفرج مع الكرب،نصرت با صبر يكجا بود و فرج با غم بود.و إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً [١]،و با سختى آسانى بود،و تو نيز يا محمّد صبر كن كه آنچه من گفتم آن را كس بدل نتواند كردن و در آن خلاف نبود.
وَ لَقَدْ جٰاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ،به تو آمد خبر پيغامبران پيشين.«من» زيادت است و شايد كه تبعيض را بود،براى آنكه جملۀ اخبار پيغامبران بكلّى به رسول ما نرسيد و خداى تعالى با او نگفت،بيانش: مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ [٢].
وَ إِنْ كٰانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرٰاضُهُمْ ،اى محمّد اگر بر تو بزرگ مىآيد و تو را سخت مىآيد اعراض و عدول اينان،اگر توانى كه راهى در زير زمين بسازى يا نردبانى فرا آسمان نهى [٣]و براى ايشان آيتى و علامتى [٤]آرى كه ايشان را الجا كند [٥]به
[١] .سورۀ انشراح(٩٤)آيۀ ٦.
[٢] .سورۀ مؤمن(٤)آيۀ ٧٨.
[٣] .مر+فتاتيهم بآية.
[٤] .مج،وز،مت:كلامتى.
[٥] .مج،وز:ابا.