روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
و اين را نظاير بسيار است براى آن گفتم كه اين لفظ بايد تا زياده بود كه معلوم است كه بر محرم كه صيد كشته بود جزاى مقتول واجب بود،جزاى مثل مقتول نباشد بر او.
خلاف كردند في قوله: مِثْلُ مٰا قَتَلَ ،در مثل مقتول كه اين مثليّت در شكل است يا در قيمت.عبد اللّه عبّاس و حسن و سدّى و مجاهد و عطا و ضحّاك گفتند:
مراد شبه خلقت و شكل است،چنان كه اگر شتر مرغى كشته باشد بر او شترى باشد، و اگر گاوى كوهى كشته باشد بر او گاوى بود،و اگر آهويى يا خرگوشى كشته باشد بر او گوسفندى [١]بود،و اين قول موافق مذهب ماست.و روايات اصحاب ما بر اين است و مذهب شافعى است [٢]،و جماعتى دگر گفتند:صيد را قيمت ببايد كردن و به بهاى آن هدى خريدن و به خانۀ خدا [٣]فرستادن،و اين مذهب نخعى است.
اكنون اشارت كنيم به طرفى از فقه اين باب آنچه مجرّد مذهب است [٤]و براى آنكه خلاف فقها بسيار است و مطوّل رها كنيم،چه در اصل مسئله كه به آيت تعلّق دارد اشارتى برفت.چون محرم شتر مرغى بكشد بر او به كفّارت شترى باشد و اگر نيابد شتر [٥]قيمت معلوم كند [٦]و بهاى آن به گندم بدهد و بر درويشان صرف كند،هر درويشى را نيم صاع [٧]،اگر بر شصت [٨]بيفزايد يا بكاهد بر او بيش از آن نباشد و اگر وفق شصت [٩]مسكين باشد مراد آن است [١٠]،اگر نتواند كردن و ندارد از هر نيم صاع يك روز روزه دارد،شصت [١١]روز اگر نتواند هژده روز روزه دارد،و اگر گاوى كوهى يا خرى كوهى بصيد بگيرد و بكشد بر او گاوى باشد كفّارت آن،اگر نيابد قيمت كند و بها [١٢]به گندم بدهد و به درويشان دهد به سى درويش،اگر بيفزايد روا باشد و اگر بكاهد هم روا بود [١٣]،چنان كه در مسئله اوّل گفتيم.اگر نيابد و ندارد از هر
[١] .مج،وز،مت،لت:گوسپندى.
[٢] .وز،آج،لب:ندارد.
[٣] .مج،وز لت،مت:خداى.
[٤] .وز:ماست.
[٥] .مج،وز،مت،آج،لت+را،آن:شترى.
[٦] .مج،وز،مت،آج،لب:كنند.
[٧] .وز+يك روز.
[١١] [٩] [٨] .مج،وز،لت:شست.
[١٠] .آنكه+.
[١٢] .آف،آن+آن.
[١٣] .مج،مت:هم باكى نبود.