روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧ - ترجمه
مذمّت و ملامت ايشان نبودى بل عذر ايشان بودى و كلام متناقض بودى.بهرى [١]مذمّت ايشان و بهرى [٢]معذرت،و اين كلام به حكيم لايق نباشد بيرون از ادلّۀ عقل كه دليل كرده است كه [٣]خداى تعالى كفر در كافر نيافريند و فعل بندگان فعل او نباشد و فعل [٤]ميان دو فاعل صورت نبندد-تعالى اللّه عمّا يقول المبطلون علوّا كبيرا.
در خبر است كه:چون اين آيت آمد،مسلمانان زبان دراز كردند و جهودان را گفتند:
يا اخوان القردة و الخنازير، ايشان رسوا شدند و مفحم بيامدند [٥]و از اين جوابى نداشتند و دانستند كه راست است و خداى خبر داده است و شاعر گفت در حقّ ايشان: [٦]
فلعنة اللّه على اليهود
انّ اليهود اخوة القرود
قوله: وَ إِذٰا جٰاؤُكُمْ قٰالُوا آمَنّٰا ،حقتعالى در اين آيت وصف منافقان كرد و آنچه ايشان گويند و كنند و كشف اسرار ايشان گفت چون به نزديك تو آيند اى محمّد گويند ما ايمان داريم. وَ قَدْ دَخَلُوا [٧]،و«او»حال راست و قد لتقريب الماضي من الحال و حال ايشان اين است كه ايشان درآيند به كفر [٨]«با»به معنى مع باشد،چنان كه گفت:اشتريت الدّار بآلاتها اى مع آلاتها،و اخذ ذلك برمّته اى مع رمّته،ايشان درآيند با كفر [٩]و[بيرون شوند با كفر] [١٠]و روا باشد كه«با»تعديه را باشد و معنى آن بود كه ايشان كفر درآرند [١١]و كفر بيرون برند و اين كنايت باشد ازآنكه اصل كفراند ايشان و محلّ كفراند و حامل كفراند و ناقل كفراند و منقلباند در كفر كافراند في حالتى الدّخول و الخروج. وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا كٰانُوا يَكْتُمُونَ ،و خداى عالمتر است به آنچه اينها [١٢]پنهان مىكنند [١٣]از كفر و اظهار خلاف [١٤]آن مىكنند.
[٢] [١] .آف:بهر.
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:بر آنكه.
[٤] .مج،مت،وز،لت:فعلى.
[٥] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:ماندند،آف،آن:نيامدند.
[٦] .مج،مت،وز+ايشان.
[٧] .آف+و.
[٨] .مر:بالكفر بكفر.
[٩] .مر+ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا .
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[١١] .مج،مت،وز:دارند،آف:برآرند.
[١٢] .مج،مت،وز،لت،مر:ايشان.
[١٣] .مج،مت،وز،لت،مر:پنهان مىدارند.
[١٤] .اساس:خلايف،با توجّه به مج تصحيح شد.