روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٨ - ترجمه
شود آدمى از آن بشود [١]كه حى باشد،و منه قوله تعالى: كُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ [٢].و نفس تن و جان به يك جاى [٣]باشد،چنان كه: كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ [٤]،و نفس شىء و ذات او و عين او يكى باشد،و منه قولهم:فعل فلان نفسه و جاءنى [٥]الآخر بنفسه،و«نفس»به معنى انفت [٦]باشد و حميّة،چنان كه گويند:ليس لفلان نفس اى حميّة،و انفة [٧]و نفس به معنى ارادت و عزم باشد في قول الشّاعر:
فنفساى نفس قالت ائت ابن بحدل
تجد فرجا من كلّ عمّى تهابها
و نفس تقول اجهد نجاءك لا تكن
كخاضبة لم يغن يوما خضابها
مردى به نزديك حسن بصرى آمد و گفت:من حج نكردهام،يك نفس مرا مىگويد حج كن ديگر نفس مىگويد زن كن.حسن گفت:نفس يكى است و ليكن تو را دو همّت است يكى مىگويد:حج كن و يكى مىگويد زن كن،و او را حج فرمود،و قال الممزّق العبديّ [٨]:
الا من لعين قد نآها حميمها
و أرّقني بعد المنام همومها
فباتت له نفسان شتّى همومها
فنفس تعزّيها و نفس تلومها
و از اقسام او چشم [٩]بد كه به مردم رسد آن را نفس خوانند [١٠]و در خبر است كه رسول-عليه السّلام-در رقيه گفت [١١]:
بسم اللّه ارقيك و اللّه يشفيك من كلّ داء هو فيك من عين عاين و نفس نافس و حسد حاسد. ابن الأعرابى گفت:نفوس آن باشد كه مردم را به چشم بزند و اعرابى مردى را وصف كرد و گفت:كان و اللّه حسودا كذوبا [١٢]نفوسا،و قال عبد اللّه بن قيس الرقيّات [١٣]:
يتّقي [١٤]اهلها النّفوس عليها
فعلى نحرها [١٥]الرّقى و التّميم
[١] .مج،مت:شود.
[٢] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٨٥.
[٣] .مج،وز،مت،لت:جا.
[٤] .سورۀ المدثر(٧٤)آيۀ ٣٨.
[٥] .اساس،لت،آن،مر:جانى،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] [٦] .اساس،لب،بم،آن:انفسه،با توجه به مج تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،مت،آج،لت،مر:الممزق العبدى.
[٩] .اساس بم،آن:جسم،با توجه به مج تصحيح شد.
[١٠] .لت:گويند.
[١١] .مج،وز،مت،لت،مر:گفتى.
[١٢] .مج،وز،مت+و.
[١٣] .آن:عبد اللّه بن قيس الرقباب.
[١٤] .آن:يبقى،مج،وز،مت:تبقى.
[١٥] .لب،لت:بحرها.