روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٢ - ترجمه
گرفتن ايستاد.بنو العبّاس خبر يافتند [١]،بيامدند و مجمعى ساختند و باتّفاق پيش مأمون رفتند،او را گفتند:زينهار [٢]يا اميرالمؤمنين !شايد كه كارى كه پدران و اسلاف توبه رنج خود را و اعقاب خود را [٣]كردهاند و مرتبه و شرفى كه در خانۀ ما حاصل شده است ضايع كنى و از دست بدهى؟گفت:آن چيست؟گفتند:اين عزم كه كردهاى كه با پسر رضا پيوندى كنى [٤]،دختر به او [٥]دهى و ما ايمن نباشيم كه اين كار با ايشان افتد و از خانۀ ما بشود،و تو را معلوم است[٣٨-ر]كه از ميان ما و ايشان و اسلاف ما و ايشان قديما و حديثا چه معادات و دشمنيها بوده است،و پدران تو با پدران ايشان چه كردهاند از قهر و إذلال و طرد و تبعيد و تخويف ايشان،و آنكه [٦]يكى را از ايشان تمكين نكردند كه در خانۀ خود ايمن بنشيند [٧]تا او را طمع نيفتد [٨]،و ما تا به امروز در غم و انديشۀ آن بوديم كه [٩]رضا را وليعهد كرده بودى،چون خداى كار او كفايت كرد دگرباره كارى خواهى كرد [١٠]كه ما از آن رنجور و انديشناك [١١]شويم.به خداى بر تو كه از اين كار [١٢]بگردى و اين كار در توقّف نهى و از اهل بيت [١٣]خود يكى [١٤]را اختيار كنى كه اين پيوند با او كنى و در پسر رضا و آل بو طالب [١٥]رغبت نكنى و طريقۀ پدران خود رها نكنى.
مأمون جواب داد ايشان را كه:امّا آنچه گفتى [١٦]كه ميان شما و آل بو طالب [١٧]هست سبب شما[يى] [١٨]در آن،و اگر انصاف بدهى [١٩]دانى [٢٠]كه ايشان به اين كار و
[١] .اساس،آن:خبر يافتن،مج،وز،مت:خبر بداشتند،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مج،وز،مت،لت:زنهار.
[٣] .مج،مت،وز،آج،لت،لب+تحصيل.
[٤] .مج،وز،لت،آن+و.
[٥] .آج:با او.
[٦] .مج،وز،آف،لت:آنگه.
[٧] .آج:نشينند،آف،آن،لب،لت:بنشينند.
[٨] .مج،وز،مت،لت:نيوفتد.
[٩] .مج،وز،مت،لت+تو.
[١٠] .مج،وز،لت:كردن.
[١١] .آج،لب:انديشهناك.
[١٢] .مج،وز:اين راى.
[١٣] .مج،وز،لت:اهل البيت.
[١٤] .مج،وز،لت:كسى.
[١٧] [١٥] .مج،وز،لت،آن،مر:ابو طالب.
[١٦] .گفتى/گفتيد.
[١٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز افزوده شد.
[١٩] .بدهى/بدهيد.
[٢٠] .اساس:دانيد،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.