روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-گفت:كيست كه او را چيزى دهد و ضامنم من او را به درجهاى كه نزديك باشد به [١]درجۀ من و ابراهيم خليل؟اعرابى برگرديد هيچكس او را چيزى نداد.اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-در زاويۀ مسجد نماز نوافل مىكرد در ركوع بود انگشترى [٢]برداشت تا اعرابى انگشترى از انگشت او بيرون كرد [٣]،با [٤]انگشترى فرونگريد نگينى گرانمايه بر او بود،شادمانه شد [٥]اين بيتها بر خواند:
ها انا مولى لآل ياسين
ارجو من اللّه اقامة الدّين
هم خمسة فى الانام كلّهم
لانّهم فى الورى ميامين
و جبرئيل آمد-عليه السّلام-و اين آيت آورد: إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ [٦]،و بر رسول خواند.رسول-عليه السّلام-اعرابى را گفت:كيست آنكه تو را چيزى داد؟گفت:
برادر و پسر عمّت علىّ بو طالب [٧].رسول-عليه السّلام-گفت:
هنيئا لك يا عليّ، گوارنده باد تو را به آن [٨]درجۀ كه نزديك است به درجه من و ابراهيم خليل،آنگه چون صحابه آن ديدند هركس كه انگشترى داشت [٩]بداد تا در خبر است كه اعرابى [١٠]چهارصد انگشترى در آن روز بدادند اعرابى شادمانه شد و دانست كه آن هم از بركت اميرالمؤمنين -عليه السّلام-است اين بيتها انشاد كرد:
انا مولى لخمسة
نزلت فيهم السّور
أهل طه و هل اتى
فاقرءوا تعرفوا الخبر
و الطّواسين بعدها
و الحواميم و الزّمر
انا مولى لهؤلاء
عدوّ لمن كفر
و حسّان بن ثابت حاضر بود خواست تا او را نيز در اين ميدان شوطى بود،اين بيتها انشاد كرد:
علىّ ولىّ المؤمنين اخو الهدى
و افضل ذى نعل و من كان هاديا
[١] .مج،مت،وز،مر:از.
[٢] .مج،مت،وز،آف،لت،مر:انگشت.
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:بگرفت.
[٤] .مج،مت،وز،آف،لت،آن،مر:به.
[٥] .مر+و.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر+الآية.
[٧] .وز:ابو طالب.
[٨] .مج،مت،وز:باز.
[٩] .مج،مت،وز،لت،مر+آن روز.
[١٠] .مج،مت،وز،لت،مر+را.