روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٥ - ترجمه
رافع و عدوّه ناصب ليت شعرى عدوّه ناصب ام منصوب ناصب القلب منصوب المذهب فيا عجبا من ناصب هو منصوب،در اين كلمات حركات اعراب و بنا گفته شد اگر كسى تأمّل كند.
قوله: يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ،جبرئيل آمد كه اى گذارنده [١]بگذار و اى رساننده برسان [٢]،چه برسانم؟گفت: مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ آنچه از خداى تو به [٣]تو فرستادند شب معراج قوله: فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ .
در تفسير اهل البيت آمد كه:ما اوحى فى علىّ ليلة المعراج شب معراجش مجمل بگفت روز غدير [٤]تفصيل داد تأخير البيان عن وقت الخطاب روا باشد عن وقت الحاجة روا نباشد.امشب مجمل بگفتم تا دل برآن موطّن مىكنى و عزم برآن مصمّم مىدارى تا چو [٥]وقت آيد من خود تفصيل گويم اين ما في قوله: مٰا أُنْزِلَ ،همان «ما»است كه فى قوله: مٰا أَوْحىٰ ،جز كه آنجا مجمل است و اين جا مفسّر است،آنچه از خداى تو به تو فرود آوردند بار خدايا اگر تقصير [٦]يا تأخيرى افتد، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ ،اگر اين نكنى همان انگار كه هيچ نكردى [٧]،بزرگا فرمانا كه اين بود كه اگر نكردى كرده ناكرده شدى و گفته ناگفته گشتى،بار خدايا از طاعنان ايمن نهام و از دشمنان خايفم،نگر [٨]انديشه ندارى كه من عاصم توام چون خداى عاصم باشد؟او معصوم باشد،و نزد [٩]خواجه نه او معصوم است و نه هيچ پيغامبر ديگر.
و آنكه [١٠]اين روز هجدهم [١١]ذىالحجّه رفت در منصرف رسول-عليه السّلام-از حجّة الوداع سنة عشر من الهجرة و رسول-عليه السّلام- ازآنپس [١٢]دو ماه و ده روز در
[١] .وز:گزارنده.
[٢] .مج،مت،وز،آج،لب،لت+گفت.
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر:بر.
[٤] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:غديرش.
[٥] .مج،مت،وز،مر:چون.
[٦] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:تقصيرى.
[٧] .اساس:كردى،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مج،مت،وز:بگو،مر:مگر.
[٩] .لت:نزديك.
[١٠] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:بدان كه.
[١١] .مج،مت،وز،لت:هژدهم.
[١٢] .وز:از پس.