روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣ - ترجمه
كس [١]از او نمىگفت.چون كارش ظاهر شد و قومى [٢]فراگرفت و اتباعش بسيار شدند،عاملان رسول را-عليه السّلام-از يمن بيرون كرد.رسول-عليه السّلام-به معاذ جبل نوشت و مسلمانانى كه آنجا بودند و ايشان را استمالت كرد و گفت:به دين خود تمسّك كنيد [٣]و خويشتن را از اغوا و اضلال اين [٤]أسود دور داريد [٥]و نامه نوشت به جماعتى از سادات يمن،منهم [٦]:عامر بن مهر [٧]و ذو رؤد و ذو مرّان [٨]و ذو كلاع و ذو ظليم،و ايشان را فرمود تا به كارزار أسود شدند [٩]،و اين مرد كه گفتيم با ايشان يار بود تا آن معلون [١٠]را بكشتند و تولّاى قتل او مردى كرد نام او فيروز الدّيلمى به شب به سر [١١]او فروشد [١٢]و او را در بستر خواب بكشت.خداى تعالى رسول -عليه السّلام-را به وحى خبر داد و رسول-عليه السّلام-صحابه را بشارت داد به قتل او.صحابه گفتند:يا رسول اللّه!كه كشت او را؟گفت:رجل مبارك [١٣]،نام او فيروز.آنگه [١٤]گفت:فاز فيروز، [١٥]ظفر يافت فيروز،و اين در آخر ماه ربيع الاوّل بود پس ازآنكه اسامة زيد را از [١٦]مدينه برون شده بود و رسول-عليه السّلام-بر [١٧]دگر روز فرمان يافت و با جوار رحمت ايزدى انتقال كرد.
و گروه دوم بنو حنيفه [١٨]بودند در يمامه،و رئيس ايشان مسيلمۀ كذّاب بود و در حيات رسول-عليه السّلام-دعوى پيغامبرى [١٩]كرد در آخر سنۀ عشر من الهجرة،و دعوى كرد كه من انباز محمّدم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-در نبوّت.نامهاى به رسول
[١] .مج،مت:كسى.
[٢] .مج،مت،وز،مر:قوتى گرفت،لت:قوت گرفت.
[٣] .مج،مت،وز:كنى/كنيد.
[٤] .مج،مت،بت،مر:اين.
[٥] .مج،مت،لت:دارى/داريد.
[٦] .مج،مت،وز:از ايشان.
[٧] .مج،مت،وز،لت:عامر بن مشهور.
[٨] .مج،مت،وز:دو مروان.
[٩] .مر:شوند.
[١٠] .آج،لب:ملعونان.
[١١] .مج،مت،وز:سراى.
[١٢] .مج،مت،وز،آج،لب،مر:شد.
[١٣] .مج،مت،وز،مر+مردى مبارك.
[١٤] .مج،مت،وز،لت:آنگاه.
[١٥] .مج،مت،وز،مت+گفت.
[١٦] .مج،مت،وز،لت:اسامة بن زيد از.
[١٧] .مج،مت،وز،آف،لت،آن:با.
[١٨] .مج،مت،وز:بنى حنيفه،آج،لب،بم،آف،آن:بو حنيفه.
[١٩] .مج،مت،وز،آج،لب،بم،آف،لت،آن،مر:پيغمبرى.