روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢ - ترجمه
و آن سبب [١]ارتداد قومى بوده است كه از دين برگشتهاند،پس ازآنكه در اسلام آمده بودند.و بيان كرديم كه:مؤمن مرتد نشود به دليلى كه ما را ايمن كرده است،و انّما مرتد آنكس شود كه او اظهار ايمان كرده باشد به زبان و در دل ندارد-و شرح اين داده شده است-و بر اين قاعده آنان را كه مظهر ايمان بودند مؤمن خواند،على التّوسّع [٢]چنان كه گفت: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا ،و معنى آنكه:اى آنان كه اظهار ايمان كردهايد به زبان،ايمان آريد به دل،پس مظهر ايمان را مؤمن خواند بر مجاز،هم چنين در آيت و جاى تأويل در آيه: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا [٣]اين است لفظ «منكم»است براى آنكه روا باشد كه خطاب با مؤمنان [٤]محقّق است.
آنگه از ايشان آنان كه مرتد شدند [٥]كه ايمان به [٦]زبان دارند،در دل ندارند.و آنان كه مرتد شدند چنان كه در تواريخ آوردند [٧]سيزده قوم بودند،سه در عهد رسول،و ده قوم پس رسول-عليه السّلام.از جملۀ آنان كه در عهد رسول-عليه السّلام-مرتد شدند،جماعتى بودند از بنى مذحج و رئيس ايشان ذو الخمار بن عبهلة بن كعب العنسى بود.و لقب او أسود بود و [٨]مردى بود كاهن و مشعبد،به يمن برخاست [٩]و دعوى پيغامبرى [١٠]كرد و رسول-عليه السّلام-باذان را بر يمن و حوالى والى [١١]كرده بود و او اوّل كسى بود از ملوك عجم كه ايمان آورده بود[ا-پ]و او [١٢]اوّل اميرى بود از [١٣]بلاد يمن در اسلام و او در عهد رسول-عليه السّلام-فرمان يافت و رسول-عليه السّلام- پسرش را والى [١٤]كرد بر يمن و نام او مهر بن باذان بود و او اين أسود مرتد را كه دعوى پيغامبرى كرد بكشت و زن او را با زنى كرد آزاد را و بر يمن مستولى شد.
چون بدايت كار أسود مرتد را كه دعوى پيغامبرى مىكرد و كارش ضعيف بود
[١] .مج،مت،وز:به سبب.
[٢] .آج،لب:على التوابع.
[٣] .مر+ مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ نيست.
[٤] .آج،لب:مؤمن.
[٥] .مج،مت،بم،وز،لت:شوند.
[٦] .مج،مت،وز،مر:بر.
[٧] .مج،مت:آوردهاند.
[٨] .لت+او.
[٩] .مج،مت،وز،آج،لب،بم،مر:در.
[١٠] .مج،مت،وز،آج،لب،آف،بم،مر:پيغمبرى.
[١١] .مج،مت،وز،مر:نواحى.
[١٢] .مج،مت،وز+را.
[١٣] .مج،مت،وز،آج،لب،بم،مر:در.
[١٤] .مج،وز،مر:به والى.