روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه
كسايى آن است كه كلمه از ذواتالياست.و آنان كه به تفخيم خواندند بر اصل خود نهادند.
ابراهيم-عليه السّلام-ايشان را جواب داد به صورت استفهام و معنى انكار و تقريع و گفت: أَ تُحٰاجُّونِّي فِي اللّٰهِ ،در [١]باب خداى [٢]با من محاجّه [٣]مىكنيد وَ قَدْ هَدٰانِ ،«واو»حال است و حال حالى كه خداى [٤]مرا هدايت داد،و هدايت آنجا لطف است همچنان كه در آيت اوّل گفتيم،يعنى با من الطافى كرد كه من به ايمان نزديك شدم.و شايد كه مراد بيان ادلّه باشد يعنى ادلّه بر من عرض كرد من قوله: وَ كَذٰلِكَ نُرِي إِبْرٰاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ [٥]،كه من عند نظر در آن ادلّه مهتدى شدم و«يا»اضافت بيفگند براى اكتفاء به كسر«نون»از او.
وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِكُونَ بِهِ ،و من نترسم از اين خدايان كه شما ايشان را [٦]معبود خود كردهايد [٧]بدون خداى براى آنكه إمّا بتان جماداتند [٨]كه نفع و مضرّتى نتوانند كردن و إمّا ستارگانىاند كه ايشان را در ما اثرى نباشد و من به دليل افول و غروب ايشان بدانستم كه محدثاند و مخلوق.و«ما»موصوله است به معنى الّذي و الّتى، أى الأصنام الّتي او النجوم الّتى تجعلونها شركاء له براى آنكه از ايشان جاى خوف نيست. إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ رَبِّي شَيْئاً ،مگر كه خداى من چيزى خواهد.
در اين دو قول گفتند:يكى آنكه الّا كه خداى من خواهد كه ايشان را حيات در آفرينند و قدرت،و ايشان را حىّ و قادر كند و تمكين كند از فعل كردن و مضرّت رسانيدن تا مخوف الجانب شوند و صحّت آن دارند كه از جانب ايشان كسى را خوفى باشد،آنگه آن هم به مشيّت و قدرت خداى من باشد.و قول دوم آن است كه:الّا ان يشاء ربّى شيئا من السّوء،الّا كه خداى به من مكروهى خواهد و چيزى از اين معنى چون مرگ و بيمارى و درويشى و مانند اين و بر اين قول استثناء منقطع باشد.
[١] .آج،لب+اين.
[٤] [٢] .آج،لب+تعالى.
[٣] .مج،وز،مت،مل،لت،مر+خصومت.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٧٥.
[٦] .مج،وز،مت،مل،لت،مر+به.
[٧] .اساس:كردۀ،با توجه به مج تصحيح شد.
[٨] .وز،مت،آف،لت،آن:جمادانند.