روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٩ - ترجمه
آنگه گفت: وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً ،علم خداى من واسع است و فراخ بر همه چيزى،و معنى آن است كه او عالم است به جميع معلومات بر هر وجه كه صحيح باشد كه معلوم بود و معلومات او را نهايتى نيست آنگه ايشان را تحريض كرد بر طريق ملامت و [١]به لفظ استفهام بر تذكير و تفكير [٢]و انديشه،گفت:خود [٣]هيچ انديشه نمىكنى [٤]،يعنى اگر انديشه و نظر كنى [٥]بدانى صحّت و صدق آنچه من مىگويم شما را و دعوت مىكنم.
وَ كَيْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَكْتُمْ ،آنگه گفت هم بر سبيل احتجاج:من[٩٠-ر] چگونه ترسم از معبودان شما و آنچه شما آن را شريك خداى كردهاى و به آن شرك [٦]مىآرى [٧]به خداى [٨]و من بدانستهام كه از ايشان هيچ نفعى و ضرّى نباشد [٩]،شما اولىترى [١٠]كه بترسى [١١]ازآنكه به خداى شرك مىآرى [١٢].و او خداى قادر و قاهر است و غالب،و هرچه خواهد [١٣]كه كند او را از آن مانع نباشد شما از او و شرك آوردن به [١٤]او و انباز گرفتن به او [١٥]چيزهايى را كه خداى با [١٦]سلطانى و بيّنتى فرونفرستاد [١٧]،نمىترسى [١٨]من چگونه بترسم. فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ ،از ما دو گروه يعنى ما و شما كدام گروه اولىتراند كه ايمن باشند اگر شما دانى و در آيت دليل است بر آنكه هركه او مذهبى دارد بىحجّت قول او باطل باشد،لقوله:
مٰا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطٰاناً ،و«سلطان»در قرآن بيشتر به معنى حجّت آمد،و نيز در آيت دليل است:بر بطلان قول آنان كه ايشان گفتند:مناظره و محاجّه نبايد كردن براى آنكه خداى تعالى از ابراهيم-عليه السّلام-اين معنى بازگفت و او را به اين [١٩]مدح كرد.
[١] .مج،وز،مت،لت:ندارد.
[٢] .مج،وز،مت،مل،لت،مر:تذكّر و تفكّر.
[٣] .مج،وز،مت:چون.
[٤] .آف:نمىكنيد.
[٦] [٥] .مج،وز،مت،مل،آن،مر:شريك.
[١٢] [٧] .مج،وز،مت،مل،مر:مىآريد.
[٨] .مج،وز،مت:خدايى.
[٩] .مج،وز،مت:نيايد.
[١٠] .مج،وز،مت،مل:اولىتر.
[١١] .مج،وز،مت،آج،لب،مل،آن:بترسيد.
[١٣] .مج،وز،مت:ندارد.
[١٥] [١٤] .مج،وز،مت،مل،با.
[١٦] .مج،وز،مت،آج،لب،مل،لت+آن.
[١٧] .مج،وز،مت:بفرستاد،آن:فرستاد.
[١٨] .آج،لب،مل،آف:نمىترسيد.
[١٩] .آج،لب:بدين.