تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٤ - روايت
اين همه كيفيتها و حركات و سكون و اضداد چگونه از خداوندى كه از همه جهات واحد است صادر شده است ؟
موضوع يكم - سكون و آرامش معشوق كه موجب صدها هيجانات و تنوعات بىشمار در عاشق مى گردد .
((١٦١٢)) وحدتى كه ديد با چندين هزار ؟
صد هزاران جنبش از عين قرار ؟
((١٦١٣)) گفت قاضى صوفيا خيره مشو يك مثالى در بيان اين شنو
((١٦١٤)) بىقرارى درون عاشقان حاصل آمد از قرار دلستان
((١٦١٥)) آن چو كه در ناز ثابت آمده عاشقان چون برگها لرزان شده
اين همه كيفيتها وحركات وسكون واضداد چگونه از خداوندى كه از همه جهات واحد است صادر شده است ؟
شايد اين سؤال را كه صوفى به قاضى مطرح مى كند ، در اغلب اذهان انسانهاى انديشمند مطرح شده است . حاصل آن اين است كه با فرض اين كه خدا علت همهء موجودات جهان هستى است ، چگونه امكان دارد كه كيفيتها وكميتها وحركات وسكنات واضداد متنوع از علتى كه از همه جهات واحد است ، صادر شود ؟ پاسخى را كه جلال الدين از طرف قاضى به صوفى مى دهد ، مثال جالبى است كه ممكن است افكار عدهاى از اشخاص را قانع كند ، اين مثال از پديدهء عشق بهره بردارى شده است ، به اين بيان كه : عشق عاشق كه موجب هزاران حركات وسكنات وانواع بىشمارى از آثار وپديده ها است كه در صفحهء زندگى مادى عاشق بروز مى كند ، همهء آنها مستند به سكون وآرامش معشوق است . اين تشبيه قابل تحليل به دو موضوع است :
موضوع يكم - سكون وآرامش معشوق كه موجب صدها هيجانات وتنوعات بىشمار در عاشق مى گردد .
با نظر به اين موضوع ارتباط تكثرات وتضادها وحركت وسكون جهان هستى با خدا كه ما فوق همهء آنها وبه وجود آورنده آنها است . نظير