تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٣ - اين هم يك قانون روانى با اهميت كه هنگامى كه يكى از فعاليتهاى روانى سركوب شود ، فعاليت ديگرى قدرت بيشتر پيدا مى كند
در اختيار رهبرى خود مى گيرد ونمى گذارد كه تضاد وتخالف آنها به نابودى يك يا چند واحد از عناصر تشكيل دهندهء مركب حيات يا اختلال همهء آنها بيانجامد .
شگفتا ، حيات ابتدايى مى تواند از عهدهء تنظيم وبارور ساختن عناصر مادى تشكيل دهندهء محل خود برآيد ، ولى روان آدمى با اين كه مرحلهء تكامل يافتهء حيات است ، نمى تواند از عهدهء تنظيم واصلاح تحرك حيات با حقايق وايده آلهاى روانى برآيد ولى بايد گفت : اين بدبختى وناتوانى معلول نقص طبيعت آدمى نيست ، بلكه راهى است كه طبيعت پرستان وسود جويان خود پرست پيش پاى انسانها مى گسترانند ، تا از آزادى وايده آل جوئى وكمال پرستى انسانها سد راهى براى من آنان به وجود نيايد . براى اثبات همين معنى كه اصلاح وهماهنگ ساختن تضادهاى دو تحرك طبيعى غرايز وفعاليتهاى روانى كاملًا امكان پذير است ، به اضافهء ده ها دليل منطقى وتجربى كه در كتب اخلاقى ومذهبى ودر همين كتاب مثنوى مشاهده مى كنيم ، مطالبى است كه خود فرويد هم متوجه شده ومى گويد :
« هر كس مى تواند بدون آن كه در صدد از بين بردن يا مكتوم داشتن غرايز خود باشد ، براى تسلط به اين غرايز كوشش كند وآنها را كم وبيش تحت سلطه وارادهء خويش قرار دهد .
فرويد موضوع رام نمودن ومطيع ساختن تحريكهاى غريزى را كه مورد توصيه وعمل رواقيون بوده است به طريق زير توضيح مى دهد : « خواهشها وتمناهاى روحى كه در مقابل اصالت حقيقت تسليم مى شوند موجب تسلط بر غرايز مى گردند . البته اين كار دليل بر آن نيست كه مردم از راضى كردن غرايز منصرف شده باشند ، منتهى چون عدم ارضاى غريزه هاى رام شده به اندازهء عدم ارضاى غرايز آزاد دردناك نيست ، لذا انسان با مطيع ومنقاد ساختن خواهشهاى غريزى ، تضمينى در برابر رنج ومحنت براى خود تامين مى نمايد .