تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١ - موضوع دوم - مسلم است كه گسترش روابط انسان با طبيعت از تماس با آتمها گرفته تا پيروزىهاى فضايى و افزايش آشنايى او با علوم تحققى چند بعدى بودن يا عمق ابعاد او را ثابت كرده است ، آيا اين موفقيت را با آگاهى و هدف گيرى دقيق و رياضى صد در صد به دست آورده است ؟
حيات فردى واجتماعى خود زندگى كرده وخنديده وگريسته ونشسته وبرخاسته است ، نه با آرزوها وروياها واميدهاى اصيلش كه در نهاد او مى جوشيده ومى خروشيده است .
شما مى توانيد با مطالعه فلسفهء پوچى كه امروز با اشكال مختلف در جوامعى نمودار مى شود ، جبرى بودن انتخاب طرق حيات را براى انسانها بپذيريد .
اين انعطاف شگفت انگيز كه انسانها با دگرگونى محيط ورسوم ومقررات از خود نشان مى دهند واين ميعان كه انسان در مقابل انواع نيكىها وبدىها وزشتيها وزيباييهاى متنوع ومتضاد از خود بروز مى دهد ، خود دليل روشنى براى اين مدعا است كه راههايى را كه او انتخاب مى كند ، اگر با جبر خالص صورت نگيرد حد اقل با امكان انتخاب راه هاى ديگر ، راه معينى را در پيش مى گيرد ، نه اين كه راه انتخاب شده ، عالىترين وايده آلترين راه وصول به آرمان واقعى او مى باشد .
حوادث محاسبه ناشدهء تاريخ ما را به مسيرى كشانيده است كه به مقتضاى انعطاف وميعانى كه داريم ، پذيرفتهايم ، وسپس مى نشينيم وبراى قرار گرفتن در مسير مفروض فلسفه مى گوييم ، واين كارى است كه بسيار آسان وبىاشكال انجام مى دهيم واز اين نكتهء اساسى غفلت مى ورزيم كه تحليل وعلت تراشى پس از بروز حادثه وقرار گرفتن در مسير ، غير از تحليل وپيش بينى وبررسى حادثه وتعيين مسير قبل از بروز وقرار گرفتن در مسير است .
اين ملاحظات هم ما را به اين اصل متوجه مى سازد كه گسترش روابط انسان با طبيعت از تماس با آتمها گرفته تا پيروزىهاى فضايى وافزايش آشنايى با علوم تحققى با در برداشتن مزاياى بسيار جالب ، اين حقيقت را اثبات نمى كند كه انسان زندگانى خود را در حال فردى واجتماعى آگاهانه وبا هدف گيرى دقيق ورياضى مى شناسد وعمل مى كند .