تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - عقل نظرى سر تيز و سرعت شگفت انگيزى در آغاز فعاليت نشان مى دهد ، ولى پاى بس سستى دارد كه هيچ معقولى را تا پايان آن در نمى يابد
((١١٩)) عقل سر تيز است ليكن پاى سست زان كه دل ويران شده است وتن درست
عقل نظرى سر تيز وسرعت شگفت انگيزى در آغاز فعاليت نشان مى دهد ، ولى پاى بس سستى دارد كه هيچ معقولى را تا پايان آن در نمى يابد .
اين مسئله در مباحث عقل وعاقل ومعقول مطرح شده است ، در اين مورد نكتهاى را متذكر مى شويم كه توجه به آن را ضرورى مى دانيم : موجى كه از تعقل وانديشهء آدمى سر مى كشد ، هيچ سد پولادينى از ماده وشئون آن نمى تواند در مقابل آن موج مقاومت بورزد ، گويى امواج انديشه وتعقل ديوارهاى ماده را نمى شكافد ، بلكه ماده وشئونش در مسير آن مى گدازد وذوب مى شود .
شايد جملهاى را كه ويكتورهوگو مى گويد : « فلسفه چيزى است كه همه چيز از آن مى گريزد واو هيچ چيزى را رها نمى كند » ناظر به همين حقيقت است كه انديشه وتعقل بهمه چيز نفوذ مى كند ، اگر چه به جهت عدم اتحاد انديشه وماده ، گويى همه چيز در حال فرار از سلطه ى انديشه وتعقل است .
اين است جريان معمولى مغز آدمى در تماس با هر چه كه در مقابلش قرار مى گيرد . گاهى انديشه وتعقل بقدرى تند وشديد در اشياء نفوذ مى كند كه اشياء را از حالت معقولى به صورت پوست يا جزئى از من انسانى در مى آورد ، در اين هنگام است كه گفته مى شود تصور وانديشه به تاثر واحساسات مبدل شده است ، اين حالت روانى در شعر ودريافت زيباييها وامور ارزشى به طور فراوان ديده مى شود يك منظرهء زيبا نخست با عينك ابتدايى زيبا يابى سپس با ديده تجزيه وتركيب مورد توجه قرار مى گيرد ، در مرحلهء سوم عينك زيبا يابى عميقتر وگسترده تر به چشم زده مى شود . در مرحلهء ابتدايى كه عموم مردم مشتركاند احساس لذت از موضوع زيبايى است كه به طور سطحى مورد توجه قرار گرفته است ، در مرحله دوم كه انديشه وتعقل دست به كار پيدا كردن عوامل زيبايى ودريافت واحدهاى تشكيل دهندهء