تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - كوته بين مباشيد ، در هندسهء كلى الهى ، با موقعيت اختصاصى كه به خود گرفتهايد ، به تقسيم جهان به خوب و بد نپردازيد و از اين تقسيم بازيگرانه و نابجا حيرت و نهيليستى را استنتاج نكنيد ، همهء روابط و ضوابط و پديده هاى جهان هستى در يك آهنگ كلى شركت كردهاند ، اين زندگى مورد خواست شما است كه مى تواند حتى عاليترين مزاياى جهان هستى را پليد نمايش دهد
((٣٠)) نقل خارستان غذاى آتش است بوى گل قوت دماغ سر خوش است
((٣١)) گر پليدى پيش ما رسوا بود خوك وسگ را شكر وحلوا بود
((٣٢)) گر پليدان اين پليدىها كنند ابرها بر چاك كردن مى تنند ور جهانى پر شود از خار وخس آتشى محوش كند در يك نفس
كوته بين مباشيد ، در هندسهء كلى الهى ، با موقعيت اختصاصى كه به خود گرفتهايد ، به تقسيم جهان به خوب وبد نپردازيد واز اين تقسيم بازيگرانه ونابجا حيرت ونهيليستى را استنتاج نكنيد ، همهء روابط وضوابط وپديده هاى جهان هستى در يك آهنگ كلى شركت كردهاند ، اين زندگى مورد خواست شما است كه مى تواند حتى عاليترين مزاياى جهان هستى را پليد نمايش دهد .
ملاك خوبى وبدى را بايستى با زندگى وحيات ايده آل خود مقايسه كنيم ، نه منفردا وبه طور استقلال . زهر را نبايد خورد ، زيرا مزاحم خود زندگى است واز ستمگرى نيز بايد اجتناب كنيم ، زيرا مخل حيات ايده آل ما است .
پس حكمت بالغه خداوندى براى آن كه زندگى ما از سنگلاخ ماده عبور كند وحيات ايده آل براى ما قابل وصول بوده باشد ، عوامل وپديده هاى هستى را به دو قسم عمده مقرر ساخته است :
قسم يكم : - نيرو بخش يا موافق ماهيت وجريان زندگى ، وايده آل آن ، اين است خوب .
قسم دوم - عامل اخلال يا ناموافق ماهيت وجريان زندگى يا ايده آل آن ، اين است بد . پس اين ماهيت وجريان حيات وايده آل حياتى ما است كه خوب وبد را نمودار مى سازد وبراى هر يك احكام ولوازم مخصوصى را تثبيت مى كند . بدين جهت