تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - شما كه با نيت و خلوص راه سعادت خود و اجتماع را در پيش گرفتهايد نه تنها عوعو اخلالگران نبايد شما را از راه باز بدارد ، بلكه در مقابل تشديد عوعو شما هم بايد به نيرو و كوشش خود بيافزاييد
گمان كنند كه محدوديت عمر وقدرت ووسايلى كه در اختيار آدمى قرار گرفته است ، توصيهء جلال الدين از حدود يك رويا وتحريكات خيالى تجاوز نمى كند .
اينان بايد متوجه شوند كه منحصر ساختن قدرت وسازندگى ونتايج آن ، در نيروهاى محسوس ونتايج قابل لمس به كوچك كردن انسان از آن چه كه هست مى انجامد . يكى از دو موضوع بسيار اساسى مى تواند انسان را از تحقير موجوديت خود ونوع انسانى باز بدارد :
موضوع يكم - توجه به اين كه نيروى كلان وبىنهايتى در او وجود دارد كه يا در خود او ويا در ديگران به تدريج از زير پوشش پرده ها وموانع به ميدان عمل مى رسد ونتيجه بخش مى شود .
موضوع دوم - تلازمى كه ميان هدف گيرى وتصميم به عمل وساخته شدن شخصيت مطابق آن هدف گيرى وجود دارد .
اين مطلب را با يك مثال سادهاى توضيح مى دهيم : - چنين تصور كنيم كه منبع آبى در يك قلهء مرتفع نهاده شده است . جريان آب از منبع به وسيله يك لولهء بزرگ صورت مى گيرد كه در روى زمين به دو شاخهء عمده منشعب شده است : يك شاخهء آن از زير زمين آب را وارد فوارهء حوض مى كند وبه حوض مى ريزد ومى تواند محسوس ومورد مشاهدهء ديگران قرار بگيرد ، واز خود همان حوض مجرايى به اقيانوس كشيده شده است كه تدريجا آب حوض به آن اقيانوس جارى مى شود ويا اين كه خود همان حوض جزئى از اقيانوس است كه با ورود آب منبع به آن ، آب مفروض به اقيانوس سرازير شده است .
شاخهء دوم از زير آن حوض به طور مستقيم وارد اقيانوس مى گردد ، بدون آن كه در جريان ميان منبع واقيانوس نمودى داشته باشد . روح انسانى همان منبع آب است كه در قلهء مرتفعى نصب شده است ، فعاليتهاى تكاملى روح به دو نوع به جريان مى افتد : نوع يكم - پس از حركت از منبع به وسيلهء لولهء متصل به فوارهء حوض به حوض ريخته مى شود ونمودار مى گردد وسپس به اقيانوس وارد مى شود . نوع دوم به جهت