تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١١ - اى كاش پيش از آن كه دست غيبى پرده از روى انسان و آن چه كرده است بردارد ، جوهر انسان در همين صحنهء هستى آشكار مى شد و خود را بر همهء هستى مى گستراند
از دانش در حال گسترش فراهم آورده است كه محققا موجد پيشرفتهاى تكنولوژيك گسترده ترى خواهد شد كه نتايج آنها براى جامعهء آينده عظيم ، ولى نامعلوم است .
موفقيت چشمگير علم وتكنولوژى را در جهش ناگهانى پيشرفت ورشد اقتصادى به ترازى بايد بشناسيم كه در سيارهء ما بىسابقه بوده است . اين موفقيت مقدار خوراك موجود را به فراوانى افزايش داده ، بر طول عمر ما افزوده وتندرستى ميليونها مردم را تامين كرده وبراى آنها اوقات فراغت به ارمغان آورده است . نسلهاى گذشته اين را عصرى طلايى به حساب مى آوردند .
اما علم وتكنولوژى ، با همهء سودهايى كه دارند ، در پيچيده ساختن اوضاع كنونى ودر رشد خارق العادهء جمعيت فعلى ، در آلوده سازى ودر ديگر اثرات فرعى ناخوشايند صنعتى شدن ، مهمترين نقش را ايفاء كردهاند .
آرى چون جوهر انسان باز نشده وگسترش او به دريا وخشكى وفضا ناخود آگاه بوده است .
در حقيقت آنها را بروى خويشتن گسترانيده است .
ما به هيچ وجه خواهان آن نيستيم كه به وضع چند قرن قبل ، يعنى به زمانى كه كنترل جمعيت به دست بىغذايى وبيمارى بود ، باز گرديم ، ولى تا كنون نياموختهايم كه چگونه وضع فعلى را كنترل كنيم . وچون ديد دقيقى در بارهء آيندهء خود نداريم ، به دقت نمى دانيم كه نيروى عظيم پژوهشهاى علمى وتكنولوژيك را - كه بالقوه مى تواند پيشرفت يا خرابى بيافريند - در چه جهتى هدايت كنيم .
[ آرى چون جوهر انسان باز نشده وگسترش او به دريا وخشكى وفضا ناخود آگاه بوده است در حقيقت ، آنها را به روى خويشتن گسترانيده است ] . . . وهر نيروى جديدى كه براى غلبه بر طبيعت به دست مى آوريم ، ظاهرا براى آدمى نيز غالب است . علم وتكنولوژى هم خطر نابودى از نيروى گرماى هستهاى به ارمغان آوردهاند وهم تندرستى وكاميابى . افزايش جمعيت وهجوم به شهرها به انواع منحطى از فقر وزندانى شدن در زندگى شهر كثيف انجاميده است كه غالبا از نظر فرهنگى بىبار ، پر سر وصدا وتباهى آفرين است .