تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
نه چو معراج زمينى تا قمر بلكه چون معراج كلكى تا شكر
١٩٨ - براى وصول به كمال مطلوب در مسير هستى بايد از خاك برخيزيد ومعراج كنيد ، اما نه معراج يك خاك نشين به كرهء ماه ، زيرا اين معراج جهش بس ناچيزى است در مقابل آن معراج تحولى كه عبارتست از تحول نى به نيشكر .
الحذر اى ناقصان زين گل رخى كاو به گاه صبح آمد دوزخى آتشش پنهان وذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار
١٩٩ - از خود باختن در برابر گل رخان زيبا بر حذر باشيد كه فروزش آشكار آنان دود وآتشى در پشت پرده دارد كه ممكن است روزى از پشت پرده سر بر آورد .
چيست اين كوزه تن محصور ما واندران آب حواس شور ما اى خداوند اين خُم وكوزه مرا درپذير از فضل الله اشترى
٢٠٠ - اندوخته هاى روانى آدمى از طريق حواس وذهن شور وبازيگر است ، عنايت الهى اين اندوخته ها را به وسيلهء پاكى نيتها نخرد ، محتواى كوزهء موجوديت ما پشيزى نمى ارزد .