تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
ونهيليستى را استنتاج نكنيد ، همهء روابط وضوابط وپديده جهان هستى در يك آهنگ كلى شركت كردهاند ، اين زندگى مورد خواست شما است كه مى تواند حتى عالىترين مزاياى جهان هستى را پليد نمايش دهد .
آب جيحون را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى نتوان بريد
١٩٥ - در تكاپوى زندگى در مقابل عظمتها خيره وناتوان نگرديد ، به مقدار نيرو به تكاپوى خود مشغول شويد .
قول وفعل بىتناقض بايدت تا ازين در راه ها بگشايدت سعيكم شتى تناقض اندريد روز مى دوزيد وشب برمى دريد
١٩٦ - براى به دست آوردن هدف زندگى نظمى كه احساس وانديشه ومى خواهم وگفتار را هماهنگ بسازد لازم است ، واين نظم با تناقض در امور فوق امكان پذير نمى باشد .
از جمادى مردم ونامى شدم وز نما مردم ز حيوان سر زدم مردم از حيوانى وآدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر تا برآرم از ملائك بال وپر از ملك هم بايدم جستن ز جو كل شيءٍ هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آن چه آن در وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انا اليه راجعون
١٩٧ - هر مرحلهاى را كه در مسير كمال پشت سر مى گذاريد ، باكى از آن نداشته باشيد كه موجوديت مخصوصى از شما منفى مى گردد ، زيرا هر يك از اين نفى اثبات والاترى را در دنبال دارد . اين است مسير آدمى : جمادى ) ) - نباتى ) ) - حيوانى ) ) - انسانى ) ) - فرشتگى ) ) - ما فوق فرشتگى ، عبور از آهنگ كلى هستى ) ) - ورود به ايام ربوبى در فضاى رضوان ربوبى براى ديدار ربوبى .
در صف معراجيان گر بيستى هم در آن موقع بدانى كيستى