تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٤ - ١١ - اجزاء جهان هستى در تحول و دگرگونى است ، آيا زير بنا و مبادى عاليه هستى ( كل در اصطلاح جلال الدين ) هم در تحول و تغيير است ؟
. . .
چون كه كليات را رنج است ودرد جزو ايشان چون نباشد روى زرد
١١ - اجزاء جهان هستى در تحول ودگرگونى است ، آيا زير بنا ومبادى عاليه هستى ( كل در اصطلاح جلال الدين ) هم در تحول وتغيير است ؟
جلال الدين اين سؤال را صريحا در دفتر ششم ودفتر اول پاسخ مثبت داده ومى گويد :
جنگ فعلى هست از جنگى نهان زين تخالف آن تخالف را بدان [١]
وهم چنين در ابيات فوق بيت اول ودو بيت آخر صريحا مى گويد : تحولات ودگرگونىهاى رو بناى هستى ( به اصطلاح جلال الدين اجزاء ) مستند به تغيير در تحول زير بنا است كه جلال الدين در بارهء آن ، مفهوم كل وكليات را به كار مى برد . ودر ابيات ديگر موضوعى را مطرح مى كند كه مستلزم همان مطلب است ، مى گويد :
جان كل با جان جزو آسيب كرد جان ازو درّى ستد در جيب كرد [٢]
با اين حال جلال الدين قلمروى را در پشت پردهء طبيعت سراغ مى دهد كه سكون به معناى احض يعنى حالتى ما فوق حركت وسكون در آنجا حكم فرما است . از آن جمله : -
ذرهاى كاو محو شد در آفتاب جنگ او بيرون شد از وصف وحساب چون ز ذره محو شد نفس ونفس جنگش اكنون جنگ خورشيد است وبس رفت از وى جنبش طبع وسكون از چه از انّا اليه راجعون [٣] شمع چون در نار كلى شد فنا نى اثر بينى ز شمع ونى ضيا [٤]
[١] دفتر ششم ، ص ٣٥٢ ب ٤٢ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ٩٧ ب ١٩ . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٣٥٢ ب ٤٢ تا ٤٤ . .
[٤] دفتر چهارم ، ص ٢٩٠ ب ٩ . .