تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٩ - ٩ - تمايل اجزاء به كل خويش چه معنا مى دهد ؟
مورد دوم - ذات انسان است كه در حالت اجمال وجزئيت از كل جهان هستى ، مى تواند جزء كل نما بوده باشد .
٩ - تمايل اجزاء به كل خويش چه معنا مى دهد ؟
جزوها را روىها سوى كل است بلبلان را عشق با روى گل است [١] هم ز آتش زاده بودند آن فريق جزوها را سوى كل باشد طريق [٢] هر چه بينى سوى اصل خود رود جزو سوى كل خود راجع شود [٣] خار جمله لطف چون گل مى شود پيش جزوى كاو برِ كل مى شود [٤] جزو نارم سوى كلّ خود روم من نه نورم كه سوى حضرت شوم [٥] اصل كينه دوزخ است وكين تو جزو آن كلّ است وخصم دين تو چون تو جزو دوزخى هين هوش دار جزو سوى كلّ خود گيرد قرار ور تو جزو جنتى اى نامدار عيش تو باشد چو حبت پايدار
چنانكه در مباحث گذشته گفتيم :
منظور جلال الدين از دو موضوع متقابل جزء وكل ، آن معناى اصطلاحى نيست كه در مشاهدات طبيعى ومجموعه هاى رياضى وسيستمهاى صنعتى وغير ذلك مى رود ، بلكه با نظر به اكثر ابيات جلال الدين در بارهء جزء وكل روشن مى شود كه منظور او دو منبع طولى است كه اساس آفرينش هستند :
منبع يكم - مبادى عالى موجودات واوصاف آنها كه در نظر جلال الدين مستقلا داراى واقعيت مى باشند . مثلًا در بيت دوم وپنجم مورد تحليل مى بينيم كه
[١] دفتر اول ، ص ١٨ ب ٢٣ . .
[٢] دفتر اول ، ص ٢٠ ب ٣٣ .
[٣] دفتر اول ، ص ٣٦ ب ٣ . .
[٤] دفتر اول ، ص ٦٠ ب ٥٣ . .
[٥] دفتر سوم ، ص ١٧٦ ب ٤١ . .