تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٨ - ٨ - كل نمايندهء جزء است ، چنانكه جزء نمايندهء كل است
( نفس يا من آدمى به تنهايى همهء قواى درونى است وفعاليت آن قوا در فعاليت من وجود دارد ) مسئلهء ديگرى در اين مورد وجود دارد ، اگر چه از بيت مورد تحليل صريحا استفاده نمى شود .
ولى با يك دقت كافى مى توان گفت : جلال الدين همين مسئله را هم در نظر داشته است . آن اين است كه اين جمله از بعضى از فلاسفه مشرق زمين ومغرب زمين نقل شده است كه مى گويند :
٨ - كل نمايندهء جزء است ، چنانكه جزء نمايندهء كل است اين مضمون را جلال الدين در دفتر ششم هم گفته است كه - :
از غبار ار پاك دارى كله را تو ز يك قطره ببينى دجله را جزوها بر حال كلها شاهد است چون شفق غماز خورشيد آمده است
اما اين كه كل مى تواند نمايندهء جزء باشد ، اگر كل محصول مغاير با ماهيت وتعين اجزا نباشد ، يك مسئلهء بديهى است ، مانند كلهاى محصول تفاعلات فيزيكى واما كل محصولات شيميايى را نمى توان در همهء حالات نمايندهء جزء قرار داد ، به اين معنى اگر چه كل جزء خود را در بر دارد ، ولى موقعى كه جزء به جهت تفاعل با اجزاى ديگر هويت خاص وتعين خود را از دست داد ، كل بدون شناسايى قبلى نمى تواند جزء خود را بر ما بشناساند .
در معارف الهى گفت : اشراقاتى كه از مبادى عالى هستى در درون انسانى راه مى يابد ، مى تواند نمايندهء اجزاء خود ولو به طور اجمال بوده باشد ، مانند علم به علت كه به طور اجمال مى تواند موجب علم به معلول باشد .
ولى اين امكان در بارهء نمايندگى جزء از كل ، اگر امكان ناپذير جلوه نكند ، بسيار دشوار است . زيرا كل عبارت است از جزء مفروض به اضافهء اجزاء وروابط از نوع ديگر . براى نمايندگى جزء از كل دو مورد به نظر مى رسد :
مورد يكم - جزء آن كل كه تمام اجزايش با يكديگر هم سنخ بوده باشند